آفريدن كشش و امتداد و بعد و حجم و تقدّم و تأخّر ؛ ميان آفريدن جسم و آفريدن كشش و امتداد ، دوگانگى نيست .
قرآن كريم در اينجا تعبير بسيار لطيفى دارد ؛ از زبان موسى بن عمران ( عليه السلام ) نقل مىكند كه وقتى فرعون از وى و برادرش هارون مىپرسد كه پروردگار شما كيست ؟ موسى ( ع ) جواب مىدهد :
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
( 1 ) .
« پروردگار ما آن كسى است كه به هر چيز ، آفرينش خاص آن چيز را داده است و سپس آن را به سوى هدف رهبرى كرده است » .
نكتهء جالبى كه مورد نظر است از كلمهء « خلقه » استفاده مىشود . از اضافهء به ضمير ، چنين استنباط مىشود كه هر چيز ، خلقت خاصى دارد كه مال خود او است ، يعنى هر چيز فقط گونهاى خاص از وجود را مىتواند بپذيرد و بس ؛ و خدا همان خلقت خاص را به آن مىدهد . نبايد پنداشت كه اشياء ، طور ديگرى بودهاند و خدا آنها را به اين صورت كه هستند درآورده است ؛ و يا لااقل امكان داشته كه طور ديگر و خلقتى به گونهاى ديگر ، بهتر يا بدتر از اينكه دارند داشته باشند و خداوند اين گونهء بالخصوص را ، على رغم آن امكانات ، برگزيده است . حقيقت اين است كه جهان تنها به همين جور كه هست امكان وجود داشته است و هر جزء از اجزاء جهان نيز آفرينش معيّنى دربارهء آن امكان داشته است و خدا همان آفرينش را به آن داده است .
قرآن ، اين مطلب را با يك تمثيل لطيف بسيار عالى بيان كرده است . قرآن به آب باران كه از بالا مىريزد و تدريجاً سيل تشكيل مىدهد و آب در بستر نهرها و جويها و رودخانههاى مختلف قرار مىگيرد مثل مىزند ؛ مىفرمايد :
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها
( 2 ) .
« خدا از آسمان آبى فرود آورد و هر رودخانهاى به قدر ظرفيّت خودش سيلان يافت » .
يعنى رحمت پروردگار ، هيچ موجود مستعدّى را محروم نمىسازد ، ولى استعداد و
هامش
( 1 ) . طه / 50
( 2 ) . رعد / 17