مُسْتَمِرٍّ
« 1 » ، آمدهاست : آن روز نحس : روز چهار شنبه آخر ماه بود .
مرگ
در حديث آمدهاست : روزى پيامبر از منزل خارج شدند و به گروهى برخورد كردند كه سخن مىگفتند و مىخنديدند . پيامبر بر آنها سلام كرد و فرمود : نابود كنندهى لذات را بهخاطر آوريد . گفتند : چه چيزى نابود كننده لذتها است ؟ فرمود : مرگ !
خنده
روز ديگرى از خانه خارج شد و به گروهى برخورد كه مىخنديدند . فرمود : به خدايى كه جان من تحت قدرت اوست ، اگر آنچه را كه من مىدانستم مىدانستيد ، كم مىخنديد و بسيار گريه مىكرديد .
اسلام غريب
روز ديگرى از خانه خارج شد و به گروهى برخورد كه حرف مىزدند و مىخنديدند . پيامبر بر آنان سلام كرد و فرمود : اسلام غريب متولد شد و به زودى غريب خواهد شد . پس خوشا به حال غريبان در روز قيامت . گفته شد : آنان چه كسانى هستند ؟ فرمود : كسانى كه چون زمانه فاسد شود ، صالح مىمانند . اين حديث را خليل بن احمد نقل كردهاست .
فقر و بخل
بديع الزمان همدانى گويد : تلاش فقير بهتر است از پوزش بخيل .
مقابله به مثل
همچنين گويد : هركس با بينى طولانى با من روبرو شود با خرطوم فيل با او روبرو مىشوم .
* همچنين گويد : هركس با گوشهى چشم به من بنگرد به پشيزى او را مىفروشم .
حكومت
اميرى گفته است : نگران نيستم كه در زمين جهلى باشد كه حلم من به آن نرسد و خطايى باشد كه عفو من به آن نرسد و خواستهاى باشد كه از توان من خارج باشد .
هامش
( 1 ) - ما در روزى نحس ، تند بادى سخت فرستاديم . قمر ، 19 .