شادى بىغم
يحيى بن معاذ گويد : دنبال شادىيى مىگردم كه غمى نداشتهباشد . يعنى اگر در پىخوشحالى بهشت هستى ، در دنيا غمگين باش .
سالم بن عبداللَّه عمر
سالم بن عبداللَّه عمر بن خطاب ، انسانى با تقوا و زاهد بود . هشام بن عبدالملك در زمان خلافتش وارد خانه كعبه شد و در آنجا سالم را مشاهده كرد و به او گفت : اى سالم چيزى از من بخواه . سالم گفت : من حيا مىكنم كه در خانهاش از غير خدا چيزى بخواهم . وقتى سالم بيرون رفت ، هشام در پى او خارج شد و گفت : اكنون از من چيزى بخواه . سالم گفت : از حاجتهاى دنيايى بخواهم يا اخروى ؟ هشام گفت : از حاجتهاى دنيايى . سالم گفت : از كسىكه دنيا را مالك است نخواستهام ، چگونه از كسى بخواهم كه مالك دنيا نيست . سالم در آخر ماه ذى الحجه سال 106 از دنيا رفت و هشام بن عبدالملك بر او نماز گذارد و در بقيع دفن شد .
تيرگى دل
عارفى گويد : سه چيز دل را سياه مىكند . خنده بدون تعجب ، خوردن بدون گرسنگى ، سخن گفتن بدون نياز .
شرك آشكار و نهان
قيصرى در شرح تائيه گويد : توحيد را مراتبى است كه عبارت است از :
1 - توحيد زبانى با تصديق قلبى و آن گفتن لا إله الا الله است . اين سخن شرك آشكار را مىزدايد و آثار اسلام را مترتب مىكند .
2 - اينكه گويندهى لا إله الا الله ، هيچ فاعل و تصرف كنندهاى در هستى جز خدا نداند و اين توحيد افعالى است .
3 - اينكه وى صفت كمالى را براى غير خدا نبيند و اين توحيد صفاتى است .
4 - اينكه او ذاتى را جز خدا نشناسد و آن توحيد ذاتى است .
جوينده توحيد تا زمانى كه در نظرش براى چيزى فعل يا صفت يا ذات يا وجود قائل باشد هر چند لا إله الا الله بر زبان آورد ، مشرك به شرك نهان است ، و از آن رهايى نمىيابد مگر اينكه همه چيز غير از خدا در نظرش ، چه ذاتاً و چه صفتاً و چه فعلًا مستهلك شود .
وقتى غير ، همه مستهلك شد و خودش نيز از ديدن اين استهلاك فانى شد ، حق به