تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 839

مساهمون:

ص٨٣٩
تنهايى مىماند و با نگاه دوم همه چيز را به وجود حق و همه را موجود به وجود حق مىبيند و همه‌ى هستى را مظهر اسماء و صفات حق مشاهده مىكند . او در اين حالت قائل به خلق و حق است و اين البته شرك خفى نيست . چرا كه چيزى را جز مظهر هويت الوهيت نمىبيند . و هستى غير از اللَّه نمىشناسد چنانچه در نگاه اول به‌همين رسيده بود .

دنيا ، ثروت

در آغاز كتاب مكاسب در تهذيب از امام صادق عليه السلام آمده‌است كه فرمود : خداوند روزى احمق‌ها را توسعه داده تا دانايان بدانند بدست آوردن دنيا كوشش و زحمت و حيله گرى نمىخواهد .

تلاش

همچنين در همان كتاب از عبدالاعلى آمده‌است : روزى بسيار گرم در يكى از كوچه‌هاى مدينه با امام صادق عليه السلام روبرو شدم . عرض كردم : فداى تو شوم ، با اين مقامى كه نزد خدا و قرابتى كه با رسول خدا دارى ، باز خود را در چنين روزى به زحمت انداخته‌اى ؟ امام فرمود : اى عبدالاعلى براى طلب روزى در چنين روزى خارج شدم تا از مانند تو بىنياز باشم .

ثروت و فقر

گرده نانى خشك در كنجى بخورى و كف آبى سرد كه از نهرى بنوشى و اتاقى كوچك و خالى كه به سختى استراحت كنى يا مسجدى دور از آبادى ، در آن تلاوت قرآن نمايى ، از تاج در قصر و كاخ با شكوه بهتر است .
رغيف خبز يابس تاكله فى زاوية * و كف ماء بارد تشربه من ساقية و غرفة ضيقة نفسك فيها خالية * او مسجد بمعزل عن الورى فى ناحية تتلوبه صحيفة مستدثرا بباريه * خير من التيجان فى قصر و دار عالية
گويند
گر دل خوش مىطلبى زينهار * كوش كه دل بر خوش و ناخوش نهى
سعدى
خوشا وقت شوريدگان غمش * اگر زخم بينند و گر مرهمش گدايانى از پادشاهى نفور * باميدش اندر گدايى صبور دمادم شراب الم وركشند * وگر تلخ بينند دم دركشند
نه تلخ است صبرى كه بر ياد اوست * كه تلخى شكر باشد از دست دوست
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 839 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى