ملا عبدالرزقان قاسانى در تأويلاتش از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه ايشان فرمودهاند :
خدا در كلامش بر بندگانش تجلى يافته كه فرموده :
وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ
« 1 » . در اين كتاب آمدهاست كه امام صادق عليه السلام در نماز غش مىكرد ، از او علت آن را پرسيدند . فرمود : آنقدر اين آيه را تكرار كردم تا آن را از خدا شنيدم .
فاضل ميبدى در شرح ديوان ، اين واقعه را از شيخ شهاب الدين سهروردى نقل كردهاست و از او گفته است كه زبان امام صادق عليه السلام در آن لحظه ، همانند درخت موسى بود كه گفت : من خدا هستم
إِنِّي أَنَا اللَّهُ
. اين واقعه در احياءالعلوم در مبحث تلاوت قرآن آمدهاست .
پدر زنده
كسى كه بين او و حضرت آدم پدر زندهاى نباشد ، كشته شدهى بين مردگان است .
دوستى با ابليس
از كسانى نباش كه به ظاهر ابليس را لعن مىكنند و در نهان با او دوستند .
گويند
در مكتب عشق فضل و دانش رنديست * دانشمندى مايه ناخورسنديست
يك خنده زروى عجز بر خاك نياز * بهتر زهزار گونه دانشمنديست
منطق ، ارسطو
قطب الدين در شرح حكمت اشراق مىنويسد : معلم اول يعنى ارسطاطاليس هرچند صاحب قدر است ، عظيم الشأن است ، رأيى و الا و فكرى تمام دارد ، ولى نبايد مبالغه در شخصيت او به صورتى درآيد كه اساتيد او را مورد نكوهش قرار دهيم .
گويا مراد قطب الدين از اين جملات ، شيخ الرييس باشد كه در پايان منطق شفا در باب تنظيم از ارسطو مىنويسد : ما در باب قياس و امتياز قياس منتج از عقيم و بقيه احكام آنها از كارهايى است كه ما خود را براى تحصيل آنها به زحمت انداختهايم . و شب نخوابى را تحمل كردهايم ، تا اين مباحث به اين حد رسيدهاست ، حال اگر كسى پس از ما آمد ، نكاتى به اين مباحث اضافه بيفزايد و يا نكتهاى را اصلاح نمايد يا اشتباهى را درست كند .
ببينيد اى جماعت متعلمين ! آيا كسى پس از ارسطو آمدهاست كه علاوه بر قواعد مطرح شده از وى ، چيزى به آنها بيفزايد يا اشتباه او را اصلاح كند ، با آنكه روزگار درازى از آن
هامش
( 1 ) - واقعه ، 85 .