تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 833

مساهمون:

ص٨٣٣
گذشته‌است براستى بايد گفت : آنچه كه او گفته در كمال صحت بوده و ميزان صحيحى و حق صريحى بوده‌است . سپس وى در تحقير افلاطون مىگويد : اگر افلاطون چيزى از حكمت داشته ، اثر كتبى و كلامى وى به ما نرسيده‌است ، بضاعت علمى او اندك بوده‌است . قطب الدين مىگويد : اگر ابوعلى سينا انصاف رعايت مىكرد ، مىدانست كه آنچه ارسطو در بسط منطق گفته است از استادش افلاطون بوده‌است . افلاطون از تهيه اين علوم عاجز نبوده‌است آنچه وى را ممانعت از پرداختن به اين امور مىكرد ، توجه وى به امور مكاشفه و ذوق زيباى وى در اين باره بوده‌است كه حقيقتاً همان حكمت است نه غير آن . كسىكه به آن امور مهم و شريف و نفيس توجه كند ، چگونه فراغى حاصل مىكند تا به فروع و اصول و تفضيل مجملات بپردازد .

عقل و شهوت

سقراط ، شاگرد فيثاغورس حكيم بود . وى مىگويد : وقتى حكمت به انسان رو آورد ، خواسته‌ها در خدمت عقل قرار مىگيرند و چون حكمت پشت كند ، عقل در خدمت خواسته‌ها قرار مىگيرد .

تربيت فرزند

همچنين گويد : فرزندان را به آداب خودتان مجبور نكنيد كه آنان مخلوق زمانى غير زمان شما هستند .

مرگ و زندگى

همچنين گويد : سزاوار نيست كه از رسيدن مرگ خوشحال و از زندگى غمگين باشى . چرا كه ما براى مرگ زنده مانده‌ايم و زنده مانده‌ايم تا نميريم .

اهل معرفت ، اهل شهوت

همچنين گويد : دلهاى اهل معرفت منبر فرشتگان است و شكم اهل شهوت قبور حيوانات نابود كننده‌است . * همچنين گويد : زندگى دو محدوديت دارد ، اول آرزو و دوم اجل است . بقاء زندگى با اولى و نابودى آن با دومى است .

ذلت نفس

آنكه سخنى بگويد و كسى به او توجه نكند ، شايسته‌ترين مردم به ذلّت است .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 833 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى