تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩

تجربه ، مشورت

حكيمى گويد : با انسان تجربه آزموده مشورت كن . او آنچه را به رنج بدست آورده‌است ، مجانى به تو مىدهد .

مشورت

ديگرى گويد : مشورت يا نيك است و از نتيجه‌ى خوب آن بهره‌مند مىشوى و يا بد است كه به كراهت باطنى آن پى خواهى برد .

مشورت

باديه نشينى گويد : در هيچ معامله‌اى زيان نبردم كه مردم من قبلًا از آن زيان برده بودند . گفتند : چگونه ؟ گفت : كارى بدون مشورت انجام نمىدهم .

نكوهش

افلاطون گويد : بپرهيز از اينكه كسى را به ظاهر سرزنش كنى به‌خاطر خطاى باطنى وى كه از آن از تو شرمگين است .

شكر نعمت

افلاطون همچنين مىگويد : هرگاه خواستى بدانى شكرگزارى انسان از نعمت‌هايش تا چه ميزان است ، ببين صبر او در از دست دادن آن نعمت چه اندازه است .

قضاى حاجت

و مىگويد : وقتى حال پوشيده‌اى بر تو آشكار شد ، از رد كردن او بپرهيز ، چرا كه او تو را به باطن خودش كه جز خدا از آن اطلاع نداشت ، آگاه كرد .

لذت يأس

ارسطو مىگويد : همانطور كه انسان به مقصود رسيده لذت رسيدن به خواسته‌اش را مىبرد ، انسان نااميد هم لذت يأس را مىبرد .

سرمايه

به ارسطو گفته شد : چه مالى سزاوار است كه انسان آن را سرمايه خود قرار دهد ؟ ارسطو گفت : مالى كه همراه كشتى غرق شده به دريا فرو رود .

دوست

به حكيمى گفتند : دوست چيست ؟ پاسخ داد جزيى از نام عنقاء ( حيوان خيالى ) است كه وجود ندارد .