جهان بر سماع است و مستى و شور * و ليكن نبيند در آيينه كور
پريشان شود گل بباد سحر * نه هيزم كه نشكافدش جز تبر
نبينى شتر در حدى عرب * كه چونش برقص اندر آرد طرب
شتر را چو شور و طرب در سر است * اگر آدمى را نباشد خر است
احتلام
در كتابى تاريخى ديدم كه عدهاى عليه حجاج بن يوسف شورش كردند . حجاج به مبارزه رفت و آنها را از بين برد و امير آنها را كه مردى عابد بود اسير نمود ، و دستور داد دستانش را از بازو و پاهايش را از زانو بريدند و او را شب تا صبح غلطان در خون خود رها كنند . وى صبحدم فرياد مىزد چه كسى است كه دو دلو بر من آب بريزد و مرا غسل دهد و مزدش بگيرد ، چرا كه من ديشب جنب شدهام . راوى داستان گويد : اين از پيشامدهاى عجيب است كه مرد دست و پا بريدهاى شب بخوابد و محتلم شود .
عالم خلق و امر
برخى از عارفان عوالم را به چهار قسم مشهور تقسيم كردهاند و مىگويند دو قسم كلى بيشتر نداريم و آن عالم امر و عالم خلق است . اين تقسيم را از آيه شريفه
لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
« 1 » گرفتهاند . مراد آنان از عالم خلق ، هرآن چيزى است كه با حوادث ظاهرى قابل حس است . و مرادشان از عالم امر ، آن امورى است كه قابل رؤيت نيست . مستند اين حرف آنان آيه روح است كه خدا آن را امر الهى مىداند
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
« 2 » . اين دو عالم به ضميمه دو عالم ديگر ، عالم غيب و شهادت ، عوالم چهارگانه محسوب مىشوند .
آراستگى ظاهر و باطن
حكيمى كه قصد سفر داشت به پسرش سفارش كرد كه : اى فرزندم ، ظاهرت را آراسته كن كه دليل موفقيت توست ؛ آنچه دارى پاكيزه نگهدارى كن كه دليل بر برترى توست ؛ لباسهايت را تميز نما كه دليل بر شكر نعمت است ؛ خود را خوشبو كن كه اثر جوانمردى توست ؛ ادب كامل را رعايت نما تا محبت تو در دلها فراوان گردد ؛ بدان بايستى عقل و دين ، سخن و عمل و لباس و منزلت با هم باشند .
هامش
( 1 ) - اعراف ، 54 .
( 2 ) - اسراء ، 85 .