به اندازه خور زاد اگر مردمى * چنين پر شكم آدمى يا خمى
شكم جاى قوتست و جاى نفس * تو پندارى از بهر نانست و بس
دو چشم و شكم پر نگردد به هيچ * تهى بهتر اين روده پيچ پيچ
شكم بند دست است زنجير پاى * شكم بنده نادر پرستد خداى
برو اندرونى بدست آر پاك * شكم پر نخواهد شد الا به خاك
انورى
اى دست تو در جفا چو زلف تو دراز * وى بىسببى كشيده پا از من باز
وى دست زآستين برون كرده بعهد * امروز كشيده پاى در دامن ناز
حالتى
گفتى كه فلان زياد من خاموش است * وز بادهى شوق ديگران مدهوش است
شرمت نايد هنوز خاك در تو * از گرمى خون دل من در جوش است
تجويد
در سخن برخى كه حرفشان اعتبارى ندارد آمدهاست : مخرج ضاد و ظاء بسيار به هم نزديك است و مىتوانند جايگزين هم شوند .
اين حرف نارسا است ، اين دو هركدام مخرج جداگانهاى دارند ، اگر اين جايز باشد بايد جيم جاى شين بگيرد . « 1 »
هامش
( 1 ) - حرف « ض » از حروف ضرسى است . در تلفظ اين حرف دندانهاى مأخير يااضراس دخالت دارند . هنگام تلفظ اين حرف ، كنارههاى آخر زبان در طرف راست يا چپ به دندانهاى اضراس همان طرف مماس مىشود و به همين دليل خروج هوا مشكل مىگردد ، هوايى كه به سختى از آن محل خارج مىشود حرف « ض » را ايجاد مىنمايد .
و اما حرف « ظ » از حروف ذولقىاست . ذلق به معناى تيزى است و مراد از ذولق در اينجا تيزى نوك زبان است و چون در تلفظ اين دسته از حروف ، تيزى سر زبان دخالت دارد ، اين حروف را ذولقى گويند .
در تلفظ اين حرف سر زبان به قسمت بالاى دندانهاى ثناياى بالا ( پايينتر از برجستگىهاى بالاى ريشه ثنايا ) مماس مىگردد .
غير از آنچه گفتهشد ، صفات اصلى اين دو حرف نيز فرق دارند . « ض » صفت شدت دارد . اين صفت ، از حبس جريان هوا بوجود مىآيد . يعنى اين حرف به سختى تلفظ مىشود .
اما « ظ » صفت رخوه دارد . رخوه به معناى سستى آمدهاست و در اصطلاح تجويد به معناى راحت و نرم تلفظ نمودن حرف است . جريان هوا در خلال تلفظ حرف از مشخصههاى اين حروف مىباشد . ر . ك : تجويد قرآن نوشته مترجم .