تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
جامى
دلا ديده‌ى دوربين بر گشاى * درين دير ديرينه‌ى ديرپاى ببين غور دور شبان روزيش * بخورشيد و مه عالم افروزيش نگويم قديم است از آغاز كار * كه باشد قدم خاصه‌ى كردگار حدوث ار چه شد سكه‌ى نام او * نداند كس آغاز و انجام او شب و روز او چون دو يغمايىاند * دو پيمانه‌ى عمر پيمايى اند دو طرار هشيار و تو خفته مست * پى كيسه ببريدنت تيز دست ز عقد امانى ترا كيسه پر * بجان دشمن كيسه پر كيسه بر چو كيسه بسيم و زر آكنده است * دل كيسه داران پراكنده‌است يكى جمع شو زين پراكندگى * تهى كن دل از كيسه آكندگى پى عزت نفس خوارى مكش * زحرص و طمع خاكسارى مكش مياميز چون آب با هر كسى * مياويز چون باد با هر خسى خلاصى تو از آبرو ريختن * چه بخشد ز مردم نياميختن خوش آنكو در اين لاجوردى رواق * زآميزش جفت طاقست طاق ترا دانكه بد بند بر گردنش * نه زين خاكدان گرد بر دامنش
حافظ
اى دل ار عشرت امروز بفردا فكنى * مايه نقد بقا را كه ضمان خواهد شد
*
عشقبازى كار آسان نيست اى دل سر بباز * ورنه گوى عشق نتوان زد بچوگان هوس

خاك طبقه سوم

از مير صدرالدين محمد نقل شده كه قناتى براى خود حفر كرديم . پس از حفارى زياد به خاكى سبك رسيديم كه تاكنون ديده نشده‌است . بايد اين خاك ، خاك طبقه سوم از طبقات هفتگانه باشد . طبقه اول مركب از كوهها و معادن است طبقه دوم گِل است و طبقه سوم شفاف است . و اينكه حكماء گويند زمين شفاف است . مراد همان طبقه سوم است كه بر همان شفافيت گذشته باقى مانده‌است . فاضل قوشجى ، كلام اعجاب آورى در شرح تجريد مطرح كرده‌است . وى مىگويد : اگر زمين را شفاف بيابيم بايد بگوييم اساساً خوفى رخ نمىدهد . چون اگر شعاع خورشيد در زمين