سخن گفتن با زن
همچنين گويد : با زنان دوبار حرف بزنيد اگر نشنيدند ، دست برداريد .
سكوت
همچنين گويد : سكوت زينت عاقل و حجاب نادان است .
صداى بلند
عمر بن عبدالعزيز به مردى كه بسيار بلند حرف مىزد گفت : صدايت را پايين بياور ، اگر صداى بلند خيرى داشت ، الاغ آن خير را درك مىكرد .
شعر مطبوع
مردى براى عربى شعرى سرود و سپس گفت : اى برادر عرب آن را مطبوع يافتى ؟ عرب گفت : بر قلب خودت مطبوع يافتم .
ترس از سخن
حكيمى گويد : كسىكه از جواب ترس ندارد ، حرف مىزند و آنكه مىترسد حرف نمىزند .
طبع شعر
فرزدق مىگويد : اوقاتى پيش مىآيد براى من كه كشيدن دندانم از يك بيت شعر گفتن آسانتر است .
حجاز و دانش
يكى از اهالى حجاز به ابنشبرمه گفت : دانش از ما بوجود آمدهاست . ابنشبرمه گفت : ولى بسوى شما مراجعت نكردهاست .
اسلام على بن رستم
على بن رستم به بغداد رفت و مسلمان شد و نامهاى به خانوادهاش نوشت به اين عبارت :
از شهر اسلام ، ما سلامتيم و اسلام آوردهايم ، والسلام . ( من مدينةالاسلام عن سلامة واسلام ، والسلام ) . وقتى برادرش نامه را خواند گفت : به خدا برادرم به بغداد نرفت و اسلام نياورد مگر بهخاطر همين كه اين كلمات را در نامهاش بنويسد .
حافظ
در سراى مغان رفته بود و آب زده * نشسته پيرو صلايى بشيخ و شاب زده