تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
دير آمد و با خسران آمد . شك دار مىگويد مرا به بند كشيد . دستت را از گردو خالى كن و از پستو خارج شو . هر سياهى خرما و هر سفيدى دنبه نيست . هر كه غايب شد ، ضرر كرد و سهم او را دوستان خوردند . كاخى مىسازد و شهرى ويران مىكند . كاسه تو ، گوش وسواسى را تحريك مىكند . اگر جغد خيرى داشت از دست صياد ، سالم نمىماند . بخشش هر بخشنده‌اى به اتمام و برندگى هر شمشيرى به آخر مىرسد . گاه امتحان ، معلوم مىشود آدمى اكرام مىشود يا اهانت . مردم از بيچارگى دچار بيچارگى مىشوند . ولى دشت بياضى
كم گوى ( ولى ) قصه‌ى درمان كه به اين درد * حيف است كه آلوده‌ى درمان شده‌باشى

بحث ادبى

حريرى در كتاب درةالخواص فى ادهام الخواص مىنويسد : عرب مىگويد : ابدء به اولًا ، و اولًا را منصوب مىكند در حالى كه بايد مرفوع نمايد ، چرا كه احتمال اضافه بودن اول وجود دارد و مضاف اليه مقدر است ( ابدء به اول الناس ) حال چون از اضافه منقطع شده‌است ، مبنى است ، همانند اسماء غايات مانند قبل و بعد . اين اسماء به اين دليل كه غايت نطق هستند ، قطع از اضافه شده‌اند و مبنى هستند .

ضرب المَثل

اگر كعبه دزديده شود ، مردم بيش از يك هفته تعجب نمىكنند .

دستمزد گرگ

گرگى استخوانى در گلويش گير كرد ، مرغ ماهى خوارى سرش به دهان گرگ برد و استخوان را خارج ساخت و از گرگ مزد خواست . گرگ گفت : حيا نمىكنى سرت را داخل دهانم بردى و سالم درآوردى ، از من اجرت مىخواهى . كمال اسماعيل
شبها ، زدم هوا فسرده چو يخم * زانو به شكم كشيده همچون ملخم