باغى از باغهاى قاضى شد و اين دو بيت را با زغال بر ديوار باغ با خطى واضح نوشت : خدا بركتش را به باغى دهد كه وقتى درهاى آن همانند درهاى بهشت ، باز شد ، درختانى ديدم كه چون گربهاى كه قاضى را ببيند ، چنگالهاى خود را از يكديگر مىكشانيد .
لله بستان حضرنا دوحه * فى جنة قدفتحت ابوابها
والبان تحسبه سنانير رأت * قاضى القضاة فنفشت اذا بها
شاعر ، مىخواسته با اين شعر تشبيه كنايه بياورد ، از حالتى كه گربه در برابر سگ دارد ، و زيبا اين كار را به انجام رساندهاست .
زلزله
در تاريخى قابل اعتماد ديدم ، در زمان مكتفى عباسى ، وقت سحر زلزلهاى رخ داد و همهى ستارگان با اينكه ابرى نبود از نظر غايب شدند . يكى از دوستان به من گفت كه سال 963 زلزلهاى شد و با اينكه من در كنار حوض بودم ، حركتى در آب نديدم و آب ايستاده بود .
سنايى
اى درين بتكدهى طبع فريب * برده غوغاى بتان از تو شكيب
سنگ بر بتكدهى آذر زن * در جهان صيت خليلى افكن
تاج عزت ز سر عزى كش * رخت طاعت بدر مولى كش
ثنوى و اهرمن و يزدان گو * تافت از انجمن ايمان رو
عيسوى شد به سه گويى افزون * خيمه از ساحت دين زد بيرون
تو به صد بت چه به صد بلكه هزار * بلكه بيرون ز ترازوى شمار
كردهاى روى دل و هر نفسى * مىپزى در ره ايمان هوسى
همنشينى نادان
گويند : سزاوار نيست دانشمند با نادان مجالست كند چنانچه شايسته نيست هوشيار با مست همراه شود .
باقلا
گويند : باقلا در مدت يك روز چنان حافظه را تضعيف مىكند كه بَلادُر « 1 » در يك سال توان افزايش آن مقدار حافظه را ندارد .
هامش
( 1 ) - ميوهى درختى هندى است كه ميوه آن در افزايش قدرت حافظه مؤثر است .