بشنود و تحمل كند و آنچه براى خود مىخواهد براى مردم بخواهد .
كمال عقل
كمال عقل آدمى در سه چيز است ، مالك زبانش باشد ، زمانه را بشناسد ، به آنچه كه برايش سودمند است بپردازد .
پند
پادشاهى سنگى را ديد كه به لغت عبرى بر آن چيزى نوشته شده بود . دستور داد آن را بخوانند . يكى از احبار آن را خواند كه نوشته بود : اى فرزند آدم ، اگر بدانى چقدر از عمر تو باقى است زهد مىورزى در آرزوهايت . پشيمانى تو روزى است كه پاى تو بلغزد و اهل و خدمتكاران به تو ستم كنند . دوست دورى جويد و دور ستم كند . پس كارى براى قيامت بكن پيش از حسرت و ندامت .
مَثل
برخى از كلماتى كه بين عرب رواج دارد و مانند مَثَل مىباشند عبارتند از : باران مرا از تيراندازى بازداشت . روز خوش چنان كوتاه است كه مثل پرنده مىپرد . هر وقت مرگ شتر برسد ، دور چاه مىگردد .
هر كه خود را چاق سازد خوراك سگان شود .
سگ دوره گرد از شير خوابيده بهتر است .
حيله گرى در ترك حيله كردن است .
عجله
يكى از بزرگان گويد : داستان دنياى عجول ، داستان مردى است در صف اول مسجدى كه پر از جمعيت است ، نماز جماعت مىخواند . و چون عجله دارد ، پيش از امام جماعت ركوع و سجود مىكند تا نماز تمام شود . در حالى كه هيچ نفعى به حال او ندارد ، چون وى با مردم و پس از نماز از مسجد خارج مىشود .
مَثل
گويند : تو بهتر از صورتش باخبرى ، من كه رو به زمين بودم . اصل آن اين بود كه زنى با فرزندش به سفر رفت ، نابكارى سر رسيد و با مادر زنا و با پسر لواط كرد و رفت . مادر به پسرش گفت : او را شناختى تا اگر به شهر رسيديم از او شكايت كنيم . پسر گفت : تو با او روبرو بودى ، من كه سرم بر زمين بود .