تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
دارويى براى معالجه بيماران استفاده مىكنم .

پيروز

جنيد بغدادى به على بن سهل اصفهانى نوشت : از پير و بزرگ خودت ، ابوعبداللَّه محمد بن يوسف بناء ، پرسش نما كه چه كسى بر كار خود چيره است ؟ وى از پير پرسيد و او گفت بنويس : فرمان خدا غالب است .

دلبستگى

سمنون محب مىگويد : نخستين وصال بنده به حق از خود گذشتگى است و نخستين دورى بنده از حق به خود دلبستگى است . نصيبى
دامان خرابات نشينان همه پاك است * تر دامنى ماست كه تا دامن خاكست
نظيرى
گرد سر مىگردم امشب شمع اين كاشانه را * تا بياموزم طريق سوختن پروانه را
نزارى گيلانى
مردم از محرومى و شادم كه نوميد از تو ساخت * تلخى جان كندنم اميدواران شما
صبرى
بگرد خاطرم اى خوشدلى چه مىگذرى * كدام روز مرا با تو آشنايى بود
سنايى
اى اهل شوق وقت گريبان دريدنست * دست مرا بسوى گريبان كه مىبرد
شرف بافقى
قطع اميد من كند دمبدم از وصال خود * تا نكنم دل حزين شاد بانتظار هم
عماد فقيه
بر خاطرم غبارى ننشيند از جفايش * آيينه محبت زنگار برنتابد
گلخنى
اى مردگان ز خاك يكى سر بدر كنيد * بر حال زنده‌ى بتر از خود نظر كنيد
حزنى
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 69 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى