تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
خبر است . آنچه گفتيم ملاحظه اين حرف بود كه الفاظ قالب معنا است . برخى اهل لغت مىگويند : واقعيت سخن اين است كه سخن لفظى است كه چون كمربندى اطراف معنا را فرا گرفته‌باشد و آن كمربند لفظى ، معنا را محصور نمايد چنانچه كمربند به تسمه‌اى مىگويند كه اطراف كمر را فرا گرفته‌باشد . اين حديث نيز از پيامبر است كه مىفرمايد : در بين شما دو ناطق ساكت و گويا قرار داده‌ام و آن قرآن و مرگ است . گويند
بگريه گفتمش از حال من مشو غافل * بخنده گفت كه بيچاره غافل است هنوز
*
قوميكه مىدهند نشان از تو غافلند * كاهل وقوف را در تقرير بسته‌اند
قاضى نور
شب در آن كو بوده‌ام گر مست خاك از آتشم * پا منه از خانه بيرون انتظارم گو بكش

قنطار

قناطير جمع قنطره است . و قنطره پلى است براى گذر مردم . به ثروت نيز قنطره گويند چون پول وسيله زندگى است . قنطره حد معينى ندارد و چون ثروت به افراد بستگى دارد . ممكن است كسى با داشتن مالى اندك ثروتمند باشد و ديگرى با آن مال ثروتمند ناميده نشود . برخى مقدار آن را چهل اوقيه ، گفته‌اند . حسن مىگويد مقدار آن هزار و دويست اوقيه است . نيز گفته شده مقدار آن يك پوست گاو طلا است . در قرآن كه مىفرمايد :
وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ
. . . « 1 » ، به معناى دسته‌هاى طلا است مانند : دراهم مدرهمه و دنانير مدندره ، يعنى دسته‌هاى درهم و دينار .

بر طرف كردن رنگ ، نظافت

براى بر طرف شدن رنگ چيزى كه به رنگ سياه آلوده شده بايد آن را در آب ليمو ترش و يا آب انگور سبز كه در آن خردل آرد كرده‌باشند ، فرو برند .
هامش
( 1 ) - آل عمران ، 14 .