علاءالدين بن ابى الحزم قرشى ( ابن نفيس ) ، يعقوب بن اسحاق سامرى ( پزشك مصرى ) ، يعقوب بن اسحاق ( طبيب مسيحى ) معروف به ابنالقف ، هبة اللَّه بن اليهودى مصرى ، قطب الدين علامه شيرازى .
شاهى
طريق عشق بناموس مىرود شاهى * پيالهاى دو سه ديگر كه عاقل است هنوز
گويند
با دل گفتم ز عالم كون و فساد * تا چند خورم غم ، تنم از پا افتاد
دل گفت تو نزديك بمرگى چه غم است * بيچاره كسى كه اين دم از مادر زاد
وحشى
خانه پر بود از متاع صبر اين ديوانه را * سوخت عشق خانه سوز اول متاع خانه را
گوياى خموش ، نطق
هر چه دليل بر چيزى باشد ، همان چيز از آن سخن مىگويد ، هرچند با صداى قابل شنيدن نباشد . لذا سؤالى از حكيم شدهاست كه : گوياى خموش كيست ؟ حكيم در جواب اين پرسش گفته است ، دلائل خبر دهنده و عبرتهاى پند دهندهاست .
برخى گفتهاند : دليل اين مطلب آيه
. . . أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ . . .
« 1 » است . چرا كه همهى اشيا تنها از راه عبرت و زبان حال با ما سخن مىگويند . نزديك به اين مهم ، سخن سليمان عليه السلام است كه مىفرمايد :
. . . عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ . . .
« 2 » ، وى صداهاى حيوانات را منطق الطير ناميده چون آن اصوات دلالت بر نطق دارند و از آن معانى فهميده مىشود . و هر كسى از چيزى ، معنايى را بفهماند ، آن شى نسبت به او ناطق است . هرچند ساكت باشد و نسبت به كسىكه نمىفهمد ساكت است هرچند ناطق باشد .
فرمايش خداوند كه
وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا ،
قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ . . .
« 3 » ، گفته شده اين به صداى شنيدنى است .
و برخى گفتهاند ، اين حرف زدن اعتبارى و زبان حال است . خدا به حوادث زندگى آينده با
هامش
( 1 ) - فصلت ، 21 .
( 2 ) - نمل ، 16 .
( 3 ) - فصلت ، 21 .