2 - حدوث قرآن نزد كسىكه نپذيرفته ، امرى زشت است . پس هركس به حدوث معتقد است بايد آن را در لفافه بيان كند و پس از مقدمات روش آن را به اثبات رساند ، اين براى تسليم خصم بهتر است .
3 - انزال ، نعمت بودن قرآن را بيشتر از خلق بيان مىكند چون انزال پس از خلق است .
4 - سپاس بر انزال سزاوارتر است نسبت به سپاس بر خلق .
5 - انزال با نزل مناسبتر است چون از يك ماده مشتق شدهاند .
6 - جمع بين انزال و تنزيل به كيفيت نزول هم اشاره مىكند . چون روايت شده كه همهى قرآن با هم از لوح محفوظ به آسمان دنيا نازل شدهاست و سفراى كرام مأمور استنساخ آن بودهاند . سپس در بيست و سه سال پى در پى بر زمين نازل شدهاست . « 1 »
تأثير كلام
گاهى يك معنا بهخاطر بد يا خوب ادا شدن تأثيرى مضاعف بر نفس مىگذارد و اگر با لفظى مناسب اداء شود از ديدار دوست لذت بخشتر است و چه بسا همان معنا به عبارات ديگرى بيان مىشود كه از دورى معشوق سختتر و از نوشيدن كاسه داروى تلخ ، تلختر است .
در حالات يكى از خلفا آمدهاست كه وى در خواب ديد كه همهى دندانهايش ريختهاست .
وى اين خواب را براى خوابگذاران تعريف كرد . يكى گفت : تمام اقارب و اهل تو مىميرند و تنها خواهى ماند . خليفه از اين بيان سخت خشمگين شد و دستور داد همهى دندانهاى خوابگذار را درآورند و اگر شفاعت برخى نبود حكم قتل او نيز داده بود . خليفه اين خواب را براى خوابگذار ديگرى نقل كرد و وى گفت : بشارت تو را اى امير مؤمنان ، عمر تو از عمر همهى اقوام تو بيشتر است . خليفه از بيان او شادمان شد و خواب گذار را اكرام كرده و خلعت داد و جوائز سنگين عطا كرد .
عناصر اربعه انسان و طبيعت
حكيمى گويد : سالم بودن مزاج و نظم آن بهخاطر به اندازه بودن عناصر اربعه ( آب ، آتش ، باد و خاك ) است . نظام زندگى انسان نيز كه به آخرت منجر مىشود بسته به حال چهار دسته از مردم چون عناصر اربعه است . عنصر اول : ارباب علم و معرفت هستند كه علت قوام
هامش
( 1 ) - در متن ، وجه هفتم نيامدهاست .