تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
عور و تور و لنگ و لوك و بىادب * سوى او ميغيچ و او را مىطلب وعده فردا و پس فرداى تو * انتظار حشر باشد واى تو

بلا

يكى از سرشناسان گويد : به هيچ بلايى گرفتار نشدم مگر اينكه خدا در آن براى من چهار نعمت گذاشته‌است ، اول آنكه : بلاى دينى نبود ؛ دوم آنكه : مرا به بزرگ‌تر از آن مبتلا نكرد ؛ سوم آنكه : مرا از رضايت به آن بلا محروم نكرد ؛ چهارم آنكه : اميد پاداش او را داشتم . انورى
مرا به مدرسه‌ها پيش از اين به كسب علوم * قرار مدرسه و فكر درس بودى كار كنون به چشم غزالانم چنان كردند * كه شب به خواب خوش اندر غزل كنم تكرار

تفسير بعوضه

در تفسير كشاف ذيل آيه
إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها . . .
« 1 » آمده‌است : در كتابى از كتابهاى قديمى ديدم كه جنبنده‌اى است جز با چشم تيزبين حركت آن معلوم نيست . وقتى ساكن باشد ، سكون او را مىپوشاند و پيدا نيست ، اگر بر دست بگيرى ، نيش مىزند و زهرى از آن ترشح مىكند . بايد از آن اجتناب كرد . منزه است خدايى كه از صورت و اعضاء ظاهر و باطن اين حيوان و نيز جزئيات اعضاى او در چشمان و ضمير او آگاه است ، چه بسا موجوداتى بسيار كوچكتر از آن هم باشند ، پس بايد گفت منزه است خدايى كه همه‌ى زوجها را خلق كرد ، آنها كه از دل زمين روئيده مىشوند ، آنها كه از شمايند و آنهايى كه نمىدانيد .
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ .
« 2 »

تصوف

تصوف علمى است كه در آن از ذات احديت و اسماء و صفات او و علومى كه ما را به مظاهر و آنچه منسوب به ذات خداست ، بحث مىكند . پس موضوع علم تصوف ، ذات خدا و صفات ازلى و صفات سرمدى خدا است . مسئله‌ى چگونگى صدور كثرت و رجوع آن به او ، بيان مظاهر اسماء و صفات خدا ، كيفيت
هامش
( 1 ) - بقره ، 26 . ( 2 ) - يس ، 36 .