تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣

پند

هر كه سرانجام را نيك بشمارد ، از خطا ابا دارد ؛ و هركس به آنچه در قرآن آمده ايمان آورد ، از خطاها توبه مىكند ؛ و هركس از عذاب دردناك پرهيز كند ، از غصه آب مىشود . اى نشسته‌اى كه مرگ تو ايستاده آيا در خوابى از سخن من يا پشيمانى ؟ پيش از فوت از لغزشها توبه كن .

نماز

بزرگى گويد : نماز معراج عارفان ، ابزارى براى گنهكاران و بستانى براى زاهدان است . به همين خاطر است كه عمود دين بوده و يكصد و دو بار در قرآن آمده‌است . گويند
صد تيغ بلا ز هر طرف آخته‌اند * بر ما همه شبرنگ جفا تاخته‌اند فرياد كه دشمنان بهم ساخته‌اند * و احباب به حال ما نپرداخته‌اند

پند

كفعمى رحمةاللَّه عليه گويد : از آنچه در آن هستى ، عبرت گير ، و به دنيا مغرور نشو كه آبى گوارا در آن نيست . كسى تو را يارى نمىرساند ، كسى به عهدش پايبند نيست ، سوگندى راست نيست ، از اصحاب يمين كسى را نمىيابى ، سعادتمند كسى است كه با دنيا بجنگد ، دنيا به او روى آورد ، خوشا به حال كسانى كه به‌خاطر خدا حلال دنيا را رها كردند و غير ياد خدا چيزى را بر خود حلال ندانستند . به قله تقوى رسيدند و در عالىترين مدارج طاعت قرار گرفتند . به خدايى كه دانه را شكافت و آن را خلق كرد ، براى گنهكاران ياورى جز آب داغ و غساله‌ى چرك و خون جهنميان نيست . گناهانشان بر آنهاست و پوزش آنها نزد نويسنده اعمال است . ولى اهل تقوا ، نور آنها در ملاء اعلى انس گيرد و از بوستان ثواب بهره برند . رستگار كسى است كه در درياى طاعت غوطه‌ور است . و چون ثوابى نزد او مطرح شود سراسيمه بسوى آن مىرود . پس تو خود را مقيد به انجام واجبات نما و زحمت آن را بر خود هموار كن و لباس ترس از خدا را بر قلب خود بپوشان و از كسانى نباش كه عهد الهى را خيانت كردند چه اينكه كارهاى زشت تو در محشر ، مارى به جان تو شود و اعمال باطل تو در قيامت ، موجب كورى تو گردد . اگر راست باشى براى تو بهتر و اگر مانع باشى براى تو برازنده‌تر است . نظامى
به شادى شغل عالم درج مىكن * خراجش ميستان و خرج مىكن
گشايى بند ، بگشايند بر تو * فروبندى ، فروبندند بر تو بزرگى بايدت ، دل در سخا ، بند * سر كيسه ببند كند نابند نصيحت بين كه آن هندو چه فرمود * كه چون نانى بيابى زود خور زود
مير درى يزدى
از من آموخت شيخ افسون زدن * بر بام صلاح كوس ناموس زدن رفتم كه به پير دير هم ياد دهم * آيين بت و طريق ناقوس زدن
گويند
اندر آن معرض كه خود را زنده سوزد اهل درد * اى بسا مرد خدا كو كمتر از هندو ز نيست