خاقانى
خاقانى را مپرس كز غم * ايام چگونه مىگذارد
جو جوستد آنچه دادش ايام * خرمن خرمن همى سپارد
خاقانى
عذر دارى بنال خاقانى * كاهل كم دارى آشنا كمتر
دشمنانت زخاك بيشتراند * دوستانت زكيميا كمتر
گويند
وقت غنيمت شمار * ورنه چو فرصت نماند
ناله كرا داشت سود * آه كى آمد به كار
صفدى صلاح صفدى گويد : خطاى دوستت را بپوشان و كار نيك او را آشكار ساز ، در باره دوست چون تاريكى با آتش باش كه دود را مخفى و نور آن را آشكار مىكند .
صديقك مهما جنى غَطِّه * و لا تخف شياً اذا احسنا
و كن كالظلام مع النار اذ * يوارى الدخان و يبدى السنا
سنايى
خدايا زخوانى كه از بهر خاصان * كشيدى نصيب من بينوا كو
اگر مىفروشى بهايش كه دادهاست * و گر بىبها مىدهى سهم ما كو
گله از دوستان
گفتهاند : اى كسانى كه رفتيد و حالم را بد كرديد . از دست ستم شما چه كنم ، ببخشيد بيمار خود را كه عمر سپرى شد و حالم دگرگون است .
يا من هجروا و غيّروا احوالى * مالى جلد على جفاكم مالى
جودوا بوصالكم على مدنفكم * فالعمر قد انقضى و حالى حالى
اسماء انبياء
اسم پيامبران كه در قرآن آمدهاست ، بيست و پنج تا است و عبارتند از : پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آدم ، ادريس ، نوح ، هود ، صالح ، ابراهيم ، لوط ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، يوسف ، ايوب ، شعيب ، موسى ، هارون ، يونس ، داود ، سليمان ، الياس ، اليسع ، زكريا ، يحيى ، عيسى و نيز ذوالكفل نزد بسيارى از مفسران .