تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
گر عروج نفس خواهى بال همت برگشا * كانچه در پرواز دارد اعتبار اول پر است حكمت يونانيان پيغام نفس است و هوا * حكمت ايمانيان فرموده‌ى پيغمبر است نامه كش عنوان نه قال اللَّه يا قال الرسول * حاصل مضمون آن خسران روز محشر است نيست از مردى عجوز دهر را گشتن زبون * زن كه فايق گشت بر شوهر بمعنى شوهر است نكته‌هاى پست كامل هست طالب را بلند * نقطه‌هاى پاى حيدر تاج فرق قنبر است چاره در دفع خواطر صحبت پيراست و بس * رخنه بر ياجوج بستن خاصه اسكندر است در جوانى سعى كن گر بىخلل خواهى عمل * ميوه بىنقصان بود گر از درخت نوبراست عالم عالى مقام از بهر جر خواند علوم * چون على كش معنى استعلا و كار او جر است جامى احسنت اين نه شعر از باغ رضوان روضه است * كاندرو هر حرف طرفى از شراب كوثر است لجةالاسرار ( اسلام ) گر سازم لقب او را سزاست * زانكه از اسرار دين بحر لبالب گوهر است سال تاريخش اگر فرخ نويسم هم سزاست * زانكه سال از دولت تاريخ اين فرخ فر است

حوادث دجله

آب دجله در زمان متوكل عباسى ، كاملًا زرد شد و مردم بسيار ترسيدند و دست به دعا برداشتند . سپس قرمز شد و مردم ضجه و ناله مىزدند ، سپس به حالت اوليه بازگشت . در بسطام و گرگان و طبرستان و نيشابور و اصفهان و كاشان در يك ساعت و يك روز زلزله شد و در همان ايام ، باران سنگى در يكى از آبادىهاى مصر باريد كه وزن هر سنگ دو رطل بود .