تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
محزون شده‌اند پس حالت عادى پيدا كرده‌اند به صورتى كه گويا اصلًا محزون نبوده‌اند . همچنين ديده‌ام كسىكه ثروتش را از دست داده‌است و اندوهگين شده ولى پس از مدتى اين حالت رفع شده‌است . امام على عليه السلام مىفرمايند چون شكيبايان ، صابر باش و چون چهارپايان دلبند شو اصبر صبر الاكارم اواسل سلو البهائم ، اين دستور بر همين مبنا است . عاقل وقتى حال غصه و شادى مردم را مىنگرد ، اطمينان مىيابد كه اندوه آنان بىسابقه نبوده‌است ، بلكه چيزى بود كه گاه بر او پيش آمده‌است . سزاوار است كسىكه مىخواهد در منافع و فوائد دنيوى باقى باشد ، حال او حال كسى باشد كه در مهمانى گروهى حاضر شده‌است و بوى خوش به آنان مىدهند و هر كدام از آن بهره مىبرند ، وقتى به او مىرسد ، طمع بر او غالب شده و خيال مىكند آن را به وى بخشيده‌اند و چون از وى مىگيرند غصه دار مىشود . با اين وصف همه‌ى عطاياى خدا به‌همين گونه است و خدا هر وقت خود بخواهد ، مىگيرد ، و عار و فضاحتى نيست براى كسىكه وديعه را اختياراً باز گرداند ، بلكه امانت دارى كه از رد امانت ناراحت است ، قابل ملامت است . چرا كه او مرتكب كفران نعمت شده‌است . كمترين مراتب شكر اين است كه عاريه با رضايت خاطر و رغبت به عاريه دهنده باز گردانده شود مخصوصاً در باره‌ى عاريه دهنده‌اى كه بهترين امانت‌ها را به ما سپرده‌است و هنگام بازپس‌گيرى ما آن عاريه‌ها را پست كرده‌ايم و باز مىگردانيم . مراد عقل و نفس و فضائلى است كه دست كسى به آنها نرسد و كسى حق شركت ندارد ، از قضا همان امانت‌ها را خدا به زشت‌ترين صورتى كه ما درآورده‌ايم بازپس مىگيرد ، وى حال ما را رعايت كرده‌است و در بين جنس بشر به اين صورت عدالت روا داشته‌است . يكى از بزرگان مىگويد : اگر دنيا عيبى نداشته‌باشد جز اينكه عاريه است ، لازم بود هيچ صاحب همتى به آن ننگرد چنانچه جوانمردان اسباب تجمل را در دنيا به عاريت نمىگيرند . جامى « 1 »
كنگر ايوان شه كز كاخ كيوان برتر است * رخنه هادان كش به ديوار حصار دين در است
هامش
( 1 ) - قصيده فوق را جامى بنام لجة الاسرار در جواب امير خسرو سروده و سال 1080 چنانچه خودش گفته تاريخ سرودن آن بوده‌است .