مىگذاشتند دقيق بود . « 1 »
محمد بن سليمان
محمد بن سليمان بن فطرس از برجستگان ادباى زمان خود بود و از هر كارى سررشتهاى داشت وى نيز در رفع معماهاى سخت خبره بود و بدون فكر ، آنها را حل مىكرد . سعدالدين طيبى گويد : من و ابوغالب در اينكه او بتواند هر معمايى را حل كند منازعه كرديم ، گفتيم معماى بىسابقهاى بسازيم و حل آن را از او بخواهيم . براى او نوشتيم :
چه چيز است كه سرش پا دارد ، صورتش پشت سر اوست ، اگر چشم ببندى او را مىبينى و چون بگشايى او را نبينى .
و ما شى له فى الرأس رجل * و موضع وجهه منه قفاه
اذا غمضت عينك ابصرته * و ان فتحت عينك لا تراه
وى در جواب ، نوشت خواب است . گفتيم مسئله مشكلتر شد ، برويم و از تأويلى كه براى اين معما كرده جويا شويم . نزد او رفتيم و گفتيم : بيت دوم دلالت بر خواب دارد اما معناى بيت اول چيست . گفت : هر دو بيت دلالت بر خواب دارند ، بيت اول تعبير خواب كه عكس واقع است بيان مىكند مثلًا اگر انسان خواب ببيند مرده ، تعبير به طول عمر مىشود و يا اگر خواب ببيند مىگريد ، تعبير به سرور مىشود بههمين جهت ، سراينده سر را پا و صورت را پشت سر قرار دادهاست . مؤلف معجم اهل الادب مىنويسد محمد بن سليمان در سال 544 به دنيا آمده و در سال 646 از دنيا رفته است .
غم ، دنياى عاريه
كندى در كتاب رفع الاحزان مىنويسد : از نشانههاى واضح بر اينكه غصه ، خيالى است كه انسان با سوء اختيار براى خود برميگزيند و طبيعى و اصلى نيست اين است كه : كسىكه مالى را گم مىكند يا در طلب چيزى است و نمىيابد ، غصه مىخورد ، حال كه به حزن خود يك نگاه حكيمانه بيندازد ، مىبيند ، علت حزن او علتى غير ضرورى بوده و بسيارى از مردم آن را ندارند و با اين وصف غصه ندارند ، بلكه خوش حال هستند ، بدون شك اين حزن ضرورى و طبيعى نبودهاست . هركه محزون شود و چنين فكر كند ، به حالت طبيعى خود باز مىگردد . من شاهد كسانى بودهام كه فرزندان و عزيزان و دوستان از دست دادهاند و بسيار
هامش
( 1 ) - بعد از مناظره با دانشمندان ، دروغ بودن ادعاى او فاش گرديد و كشته شد .