تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
ابن‌هرمه گفت : به والى مدينه بنويس هرگاه شراب خوردم و مرا نزد او بردند ، حد مرا جارى نكند . منصور گفت : من توان ابطال حدود ندارم . چيزى ديگر بخواه ، ابن‌هرمه گفت : حاجتى غير اين ندارم . منصور اصرار كرد ، و او از بيان حاجت ابا كرد و همان را خواست . منصور دستور داد به والى مدينه بنويسند : هرگاه ابن‌هرمه را با حالت مستى نزد تو آوردند به وى هشتاد ضربه و به كسىكه او را آورده ، صد ضربه بزن . پس از آن ابن‌هرمه مست در كوچه‌هاى مدينه مىگشت و كسى جرأت نداشت او را به دارالاماره ببرد .

تفسير حمد

راغب در تفسير كبير خود ذيل آيه
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » مىگويد : هركه در دنيا مدح و ستايش مىشود به‌خاطر داشتن چهار صفت است . چون ذاتاً بىعيب است و هرچند احسان نكند ، چنين كسى قابل ستايش است . چون احسان كند ، قابل ستايش است . چون انتظار احسان بيشتر در آينده دارى قابل ستايش است ، چون از قدرت او بيمناكى ، قابل ستايش است . خدا مىفرمايد : اگر به‌خاطر كمال ذاتى من باشد قابل ستايشم ، اگر براى احسان و نعمت است من قابل ستايشم ، اگر به‌خاطر احسان آينده و بيمناكى است من قابلم ستايشم .
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ،
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ .
« 2 »

پند

در كافى در باب استدراج آمده‌است : امام صادق عليه السلام به مردى فرمود : تو پزشك خود شده‌اى ، درد هم معلوم است نشانه صحت را هم مىدانى ، دارو را هم به تو معرفى كرده‌اند ، پس ببين چگونه با خود رفتار مىكنى . * نيز امام به ديگرى فرمود : دل خود را رفيق نيكوكار خود و فرزند خويش بدان . دانش خود را پدر خود بدان كه بايد از او اطاعت كنى . نفس خود را نيز دشمن خود شمار . اموال خود را نيز عاريه‌اى بدان كه بايد آن را به صاحبش بازگردانى .

ظاهر و باطن

آمده‌است : به آن كس كه سخن مىگويد ، ننگر ؛ ببين او چه مىگويد .
هامش
( 1 ) - حمد ، 1 . ( 2 ) - همان ، 1 تا 3 .