وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ . . .
« 1 » ، بحثى نيست كه پوشيده گويى در جاى خود لازم است . همانطور كه از پيامبر نقل است كه فرمود : وقتى از تو پرسيدند : از كجايى ؟ بگو از آب . و نيز سخن ابراهيم عليه السلام كه گفت :
بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ .
« 2 »
راغب در ذريعه گويد : هركه مىخواهد از همسايگى خدا و توجه به او بهره برد ، چنان كه خدا فرموده
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ
« 3 » و پيامبر فرموده
سافروا و تغنموا
مسافرت كنيد تا غنيمت يابيد ، بايستى همهى علومش را زاد خود قرار داده و در هر منزلگاهى به اندازه لزوم از آنها بهره ببرد ، و خوشحال نباشد كه همه چيز هر علم را فهميدهاست . چه اينكه اگر آدمى توان عمر خود را در مسير يك دانش خرج كند باز قعر آن را درك نمىكند و بهره كامل از آن نبرد .
خداوند به ما مىفرمايد : آنان كه حرفها را مىشنوند و برترين آن را مىپذيرند . آنان هدايت يافتگان خدا و صاحبان خرد هستند
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ
« 4 » ، امير مؤمنان عليه السلام نيز فرمودهاست : علم بسيار است . از هر چيزى نيكوترين آن را برگزين .
حكيمى در اين باره گفته است : درخت كمبارى كه ميوه شيرين دهد ، شايسته نكوهش نيست . پس بهتر است در صورتى وارد دانش ديگر شود كه از دانش پيشين به قدر نياز بهره بردهباشد . خدا مىفرمايد :
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ . . .
« 5 » يعنى داخل فن ديگر نمىشوند تا مادامى كه علماً و عملًا آن را تكميل كردهباشند .
نيز لازم است دانش مهمتر را بر مهم ترجيح دهد . بسيارى از مردم به ترك اصول در پى رسيدن به مقصد هستند .
لازم بر جوينده دانش اين است كه هدف او از هر علمى اين باشد كه به مراحل نهايى آن راه يابد ، و نهايت هر علمى معرفت خداى متعال است و همهى علوم غلامان آن علم هستند و آن علم آقاى آنهاست .
هامش
( 1 ) - ص ، 23 .
( 2 ) - انبياء ، 63 .
( 3 ) - ذاريات ، 50 .
( 4 ) - زمر ، 18 .
( 5 ) - بقره ، 121 .