تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
كارهاى سهوى كه انجام مىدهى خود را ايمن مىبينى ؟ عيسى پاسخ داد : اين گونه كه تو غم زده‌اى ، گويا از رحمت خدا مأيوسى ؟ يحيى گفت : حركت نكنيم تا وحى نازل شود ، وحى بر آن دو نازل گرديد كه : محبوبترين شما لب خندان‌ترين شما و خوش گمان‌ترين شما به من است .

شكر نعمت ، بلا

عيسى عليه السلام بر پيرى كور گذشت كه پيسى داشت و زمين گير و مفلوج بود و گوشتهاى بدنش از بيمارى خوره ريخته بود و مىگفت : سپاس خداى را كه به من عافيت داد در بسيارى از چيزهايى كه مردم را به آن مبتلا كرد . عيسى گفت : اى مرد ! خدا چه بلايى را از تو دور داشته شده‌است ؟ گفت : اى عيسى من از كسى كه معرفت قلبى مرا به خدا ندارد بهترم . عيسى گفت : راست گفتى ، دستت را بياور ، در همان لحظه با ولايت عيسى عليه السلام از زيباترين مردم زمان خود شد و خدا هر بيمارى بر او بود بر طرف كرد ، او همواره مصاحب عيسى عليه السلام شد .

حديث قدسى و قرآن

فرق حديث قدسى و قرآن در اين است كه قرآن از جبرئيل امين شنيده مىشود ولى حديث قدسى از الهامات است ، قرآن به‌همين عبارت شنيده مىشود و لذا معجزه است ولى در حقيقت حديث قدسى ، عبارت مخصوصى لحاظ نشده بلكه مراد از آن معنا است .

ضرب المَثل

راغب در ذريعه گويد : هر كلامى كه به عنوان ضرب المثل آورده شود و مراد از آن عبرت گرفتن باشد نه آزمايش كردن مردم ، در حقيقت دروغ شمرده نمىشود . مىبينيم كسانى كه به شدت از دروغ مىپرهيزند ، از اين ضرب المثل‌ها پرهيز نمىكنند . مثلًا براى بيان مدارا بر دشمن و مهربانى با سلاطين از اين بهره مىبرند ، شير و گرگ و روباهى ، گورخر و آهو و خرگوش شكار كردند ، شير به گرگ فرمان داد آنها را قسمت كند . گرگ گفت گورخر از آن تو ، آهو از آن من و خرگوش از آن روباه باشد . شير ناراحت شد و گرگ را با چنگال خود مجروح كرد و به روباه فرمان داد آن سه حيوان را تقسيم كند ، روباه گفت : گورخر صبحانه‌ى تو ، آهو ناهار تو و خرگوش شام تو باشد . شير گفت : چگونه به اين قسمت پى بردى ؟ روباه گفت : از لباس قرمزى كه بر تن گرگ كردى . در قرآن نيز از ضرب المثل استفاده شده‌است . مثل :
إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 587 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى