تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
هر كه نامخت از گذشت روزگار * هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار

شاكر دانش

فراء نحوى ، معلم دو فرزند مأمون بود . آنان به احترام معلم ، هر وقت از اتاق مىرفت كفش‌هايش را جفت مىكردند . مأمون آنها را به اين فرمان داده بود . آنان هر كدام يك لنگ كفش استاد را در برابر پاى او مىگذاشتند .

خنده و قيامت

امام مجتبى عليه السلام به جوانى رسيد كه مىخنديد . به وى فرمود : اى مرد : از صراط عبور كرده‌اى ؟ گفت : نه . فرمود : به بهشت مىروى يا جهنم ؟ جوان گفت : نمىدانم . فرمود : پس علت اين خنده چيست ؟ راوى مىگويد : كسى پس از آن ، اين جوان را خندان نديد .

صبر

از كسى سؤال شد بزرگترين صبر چيست ؟ گفت : مجالست با كسىكه با اخلاق او همراه نيستى و دورى از وى نيز ممكن نيست . * از كسى علامت صبر پرسيده شد ، گفت : گلايه نكردن از ناراحتى و بيان نكردن آن . * امام باقر از پدرش امام سجاد از پدرش امام حسين از پدرش امام على عليهم السلام نقل كرده‌است كه : از قرض خود به رسول خدا گلايه كردم . فرمود : اى على بگو : اللهم اغننى بحلالك عن حرامك و بفضلك عمن سواك . اگر به اندازه كوه صبير قرض داشته‌باشى خدا آن را ادا كند .

كمترين شرك

در كتاب كافى در باب شرك از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه كمترين چيزى كه بنده به آن مشرك مىشود ، چيست ؟ امام فرمود : كسىكه چيزى ابداع كند و بر آن حبّ و بغض داشته‌باشد .

شرك طاعت

همچنين در اين كتاب در تفسير آيه شريفه
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
« 1 » ، آمده‌است : مراد شرك در اطاعت است نه شرك در عبادت .
هامش
( 1 ) - يوسف ، 106 .