اى على همهى گذشتگان و آيندگان در قيامت مىگويند : اى كاش در دنيا بيش از خوراكشان نداشتند .
سيد عرب
به عربى گفتند : سيد شما كيست ؟ گفت : هركه رأى او بر خواسته نفس او غلبه داشتهباشد و رضايت او بر غضب وى چيره شدهباشد و آزارش را از قبيله بردارد و بردبارى و بخشش او عموميت داشتهباشد .
* به عربى گفتند : بزرگ قبيلهى شما كيست ؟ گفت : روزگار آنها را نيازمند من نمودهاست .
سلام
دو دوست از كنار خانهى خالد بن صفوان گذشتند . يكى از آن دو سلام كرد و ديگرى خوددارى نمود . خالد گفت : سلام كننده را برترى داده و از ديگرى چشم پوشى مىكنم .
تأديب به عزل
وقتى كسرى از يكى از مديرانش ناراحت شد ، اطرافيانش گفتند : او را از عطايا محروم كنيد . كسرى گفت : خير ، بايد او را از موقعيت معزول كرد . چون سلاطين ، تجاوزگران را به دورى از مقام ادب مىكنند نه كاستن مواجب .
عزت باطل
راضى بالله مىگويد : هركه در پى عزت باطل باشد ، خدا او را به حق به ذلت دچار مىكند .
مصيبت
نصربن سيار گويد : هر چيزى به نظر كوچك مىآيد تا اينكه بزرگ مىشود ، مگر مصيبت كه بزرگ است و بعداً كوچك مىشود .
نظامى
جهان آن به كه دانا تلخ گيرد * كه شيرين زندگانى تلخ مىرد
كسى كز زندگى با درد و داغ است * بوقت مرگ خندان چون چراغ است
زمانه خود جز اين كارى ندارند * كه اندوهى دهد جانى ستاند
كفى گل در همه روى زمين نيست * كه در وى خون چندين آدمى نيست
دو كس را روزگار آزاد داراست * يكى كو مرد و ديگر كونزاد است
در اين سنگ و در اين گل مرد فرهنگ * نه گل بر گل نهد نى سنگ بر سنگ