تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
متكلم هنگام تلاوت آيات قرآن است كه به صفتى كه مصدر آيه شده‌است تجلى يافته‌است . همانطور كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد : خدا بر بندگانش در كلامش تجلى مىكند ولى آنان كه چشم بصيرت ندارند او را نمىبينند
( وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ
« 1 »
)
. روزى امام در حال نماز بود كه ناگهان بيهوش بر زمين افتاد . وقتى از علت آن پرسيدند ، فرمود : اين آيه را بسيار تكرار كردم به طورى كه از گوينده‌اش همان را شنيدم . سهروردى مىگويد : زبان امام صادق عليه السلام در آن لحظه مانند درخت طور موسى عليه السلام بوده‌است وقتى مىگفت
أَنَا اللَّهُ .

ثروت اندوزى

به حكيمى گفتند : با اينكه هفتاد سال دارى ، باز مال اندوزى مىكنى ؟ گفت : انسان پس از مرگش ثروت را براى دشمنانش گذارد ، به از آن است كه در حياتش محتاج به دوست شود . شاعرى از عجم همين معنا را به شعر درآورده‌است .
مال گرد آر در نشيمن خاك * تا در اين كهنه خاك دان باشى گر بميرى و دشمنان بخورند * به كه محتاج دوستان باشى

ثروت

گفته شده : اگر ثروتمند باشى ، هر ثروتى ثروت توست ، و اگر فقير باشى ، حتى فرزندانت تو را قبول ندارند .

دانش ، ثروت ، كمال

به افلاطون گفتند : چرا مال و دانش جمع نشوند ؟ گفت : به‌خاطر عزت كمال .

آسودگى فقير

سقراط فقير بود . يكى از سلاطين به وى گفت : چقدر فقيرى ؟ سقراط گفت : اگر از آسايش فقير باخبر شوى اظهار دردمندى براى خودت ، تو را باز مىداشت از اظهار آن براى من .

عزت نفس

محمد بن حنفيه مىگويد : هركه به كرامت نفس خود پى ببرد ، دنيا در برابر چشمانش كوچك شود .

زوال ثروت

على بن جهم به جمع آورى اموال خود پرداخت . به او گفتند : چرا ؟ گفت : اگر نعمت من
هامش
( 1 ) - واقعه ، 85 .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 542 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى