شتر داد . حسن صباح به تقسيم خواجه اعتراض كرد و گفت عطيه سلطان را به ناحق داده و حق صاحب شش شتر را ضايع كردهاست . چرا كه بايد او هشتصد دينار ببرد و ديگرى دويست دينار . گفتند علت چيست ؟ علت را جورى بيان كرد كه كسى نفهميد . سلطان گفت :
چيزى بگو بفهمم . حسن گفت : ده شتر پارسال هزار و پانصد رطل بوده ، پانصد رطل متعلق به شترداران و صد رطل متعلق به سلطان است . صاحب چهار شتر يك پنجم پانصد رطل را بار كرده و بايد يك پنجم هزار دينار ببرد ، و صاحب شش شتر ، چهارپنجم بار برده و بايد چهارپنجم هزار دينار را ببرد .
نظام الملك گويد : وقتى سلطان فهميد حسن درست مىگويد خوشحال شد و به من تبسمى كرد ولى من فهميدم خاطرش مكدر شدهاست .
حرص
در ديوان منسوب به امام على عليه السلام آمدهاست :
وفى قبض كف الطفل عند ولوده * دليل على الحرص المركب فى الحمى
وفى بسطها عندالممات مواعظ * الا فانظرونى قد خرجت بلا شى
قاضى ميرحسين
قاضى ميرحسين ، اين گونه دو بيت را به شعر ترجمه كردهاست :
در طينت آدمى خدا حرص نهاد * زانست كفش بسته در آن وقت كه زاد
و آنگاه كه مرد پنجهاش يافت گشاد * يعنى مرا نيست به كف غير از باد
مقوله حركت نبض
حركت نبض نزد برخى حكماء از مقوله عين است و نزد برخى از مقوله وضع و نزد برخى ديگر از مقوله كم ، قول وسط ، وسط اقوال است .
شارح قانون گويد : اگر رگ پس از قبض ، منبسط شود و پس از انبساط ، منقبض شود ، فقط به نسبت اجزايش تغيير مىكند ، و مراد از وضع اين است .
فيلسوفان اشراق بر اين عقيدهاند كه حركت افلاك بهخاطر طَرَب آنهاست و طَرَب آنها بهخاطر پرتو بارقههاى قدسى و اشراقهاى انسى است . حركت دورى آنها همان رقصى است كه از شدت طرب در آنها بوجود مىآيد و هر اشراقى موجب طرب جديدى است .
تجلى رب
عبدالرزاق كاشى ذيل كلمه مطلع در كتاب اصطلاحات مىنويسد : مطلع مقام شهود