تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
و اشعار مىخواند ، و از احوال خفيه خبر مىداد ، و سرى بزرگ داشت و چون دو ساله شد وفات يافت ، و پدرم عليه الرحمة او را ديده بود . و دور نيست كه حديث قدسى اشاره باشد به آنچه در كتب طبى مسطور است كه از قرار نطفه در رحم تا استعداد روح حيوانى چهل روز است بتقريب ، و از سى روز كمتر و از چهل و پنج روز كه عدد آدم است زياده نمىباشد . و مراد از يدين : اسماء متقابله است مثل ضار و نافع و خافض ، و رافع . بنابراين حق‌تعالى با ابليس بر سبيل تعبير فرموده كه
. . . ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ . . .
« 1 » ؛ چه ابليس را جامعيت نيست ، و اعور بودن او كنايه از اين معنى است . « 2 »

دانش فقه

غزالى در احياءالعلوم مىگويد : فقه در گذشته به علم آخرت و شناخت آفات نفس و اعمال و قدرت احاطه به حقارت دنيا و شدت توجه به نعمت آخرت و چيره شدن خوف بر قلب گفته مىشد . دليل اين مطلب آيه شريفه است كه مىفرمايد :
. . . لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ . . .
« 3 » ، هرچه جزء انذار و تخويف بود در اين دانش بود . نه علمى كه طلاق و لعان و بيع و سلم و سلف و اجاره و امثال اينها را بحث كند . به‌طورى كه توجه به اينها نه تنها موجب انذار نمىشود بلكه قساوت قلب ايجاد كرده و خوف و ترس را از آنها مىبرد ؛ چنانچه به‌وضوح ديده‌ايم .

نظام و صباح

از وقايعى كه بين حسن صباح و نظام الملك وزير روى داد اين بود كه : ملك شاه دستور داد سنگ مرمر از حلب به اصفهان بياورند . يكى از كار گزاران ملك شاه ده نفر شتر از دو عرب براى انتقال پانصد رطل از سنگ مرمر كرايه كرد . آن دو تن يكى شش و ديگرى چهار شتر داشت و هر كدام پانصد رطل بار داشتند شتر داران پانصد رطل را روى ده شتر بار كردند . وقتى به اصفهان رسيدند ، ملكشاه دستور داد مبلغ هزار دينار بابت كرايه به آنها بدهند . نظام الملك ششصد دينار به صاحب شش شتر و چهار صد دينار به صاحب چهار
هامش
( 1 ) - ص ، 75 . ( 2 ) - اين پاراگراف در متن كشكول به زبان فارسى نگاشته شده و عيناً منتقل شده‌است . ( 3 ) - توبه ، 122 .