تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
ز تاب قهر مينديش و نا اميد مباش * كه زير سايه‌ى جود است هر چه موجود است مرا زحال قيامت شد اينقدر معلوم * كه لطف دوست همه آن كند كه بهبود است مگر كه هم كرم او كند تدارك ما * و گرنه كيست كه او دامنى نيالود است حذر كن از نفس گرم آذرى زنهار * كه آه سوخته مقبول حضرت جود است
گويند
داد از ستم نرگس دايم مستش * وز لطف پريشان بلند و پستش مىترسم از آنكه همچنان در عرصات * خون ريزد و هيچكس نگيرد دستش
مؤمن حسين يزدى
بخشاى برآنكه بخت يارش نبود * جز خوردن اندوه تو كارش نبود در عشق تو حالتيش باشد كه در آن * هم با تو و هم بىتو قرارش نبود

خلق هستى

مؤلف مباحث شرقيه مىنويسد : برخى حكيمان اعتقاد دارند سبب ايجاد حوادث آسمان هاله و قوس و قزح و اتصالات فلكى و قواى روحانى است كه اقتضاى وجود آنها مىكند . لذا خيالات و امور بىاساس سبب حوادث نيست . نيز گفته است : اين وجه ، تأييد مىكند كه تجربه دارها گواهى مىدهند كه مانند اين حوادث در جو ، دلالت بر وقوع آن حوادث در زمين مىكند . اگر اين حوادث به اتصالات و اوضاع استناد داده نشود ، استدلال بالا غلط است .

پند پيامبر به ابوذر

رسول خدا عليه السلام به ابوذر فرمود : بامداد ، در انديشه شامگاه نباش ، و چون شام كردى در باره‌ى صبح چيزى نگو . پيش از بيمارى از سلامت خود و پيش از مرگ از زندگى خود توشه برگير ، چرا كه تو نمىدانى فردا اسم تو چيست ؟

پند

همچنين فرمود : اى ابوذر بر عمر خود ، خسيس‌تر از درهم و دينارت باش . اى ابوذر هر
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 528 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى