ز تاب قهر مينديش و نا اميد مباش * كه زير سايهى جود است هر چه موجود است
مرا زحال قيامت شد اينقدر معلوم * كه لطف دوست همه آن كند كه بهبود است
مگر كه هم كرم او كند تدارك ما * و گرنه كيست كه او دامنى نيالود است
حذر كن از نفس گرم آذرى زنهار * كه آه سوخته مقبول حضرت جود است
گويند
داد از ستم نرگس دايم مستش * وز لطف پريشان بلند و پستش
مىترسم از آنكه همچنان در عرصات * خون ريزد و هيچكس نگيرد دستش
مؤمن حسين يزدى
بخشاى برآنكه بخت يارش نبود * جز خوردن اندوه تو كارش نبود
در عشق تو حالتيش باشد كه در آن * هم با تو و هم بىتو قرارش نبود
خلق هستى
مؤلف مباحث شرقيه مىنويسد : برخى حكيمان اعتقاد دارند سبب ايجاد حوادث آسمان هاله و قوس و قزح و اتصالات فلكى و قواى روحانى است كه اقتضاى وجود آنها مىكند . لذا خيالات و امور بىاساس سبب حوادث نيست . نيز گفته است : اين وجه ، تأييد مىكند كه تجربه دارها گواهى مىدهند كه مانند اين حوادث در جو ، دلالت بر وقوع آن حوادث در زمين مىكند .
اگر اين حوادث به اتصالات و اوضاع استناد داده نشود ، استدلال بالا غلط است .
پند پيامبر به ابوذر
رسول خدا عليه السلام به ابوذر فرمود : بامداد ، در انديشه شامگاه نباش ، و چون شام كردى در بارهى صبح چيزى نگو . پيش از بيمارى از سلامت خود و پيش از مرگ از زندگى خود توشه برگير ، چرا كه تو نمىدانى فردا اسم تو چيست ؟
پند
همچنين فرمود : اى ابوذر بر عمر خود ، خسيستر از درهم و دينارت باش . اى ابوذر هر