تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
سر بجنبانيد سيرم اى فلان * اشتهايم نيست هستم ناتوان گفت مىدانم كه نازى مىكنى * يا زناموس احترازى مىكنى گفت آهو با خر اين طعمه‌ى تواست * زانكه اجزاى تو زين زنده‌ى تواست من اليف مرغزارى بوده‌ام * در ظلال و روضه ها آسوده‌ام گر قضا انداخت ما را در عذاب * كى رود آن خوى و طبع مستطاب گر گدا گشتم گدا رو كى شوم * گر لباسم كهنه گردد من نَوَم گفت خر آرى همى زن لاف لاف * در غريبى خوش بود گفتن گزاف گفت نافم بس گواهى مىدهد * منتى بر عود و عنبر مىنهد ليك آن را بشنود صاحب مشام * بر خر سرگين پرست آمد حرام بهر اين گفت آن نبى مستجيب * انما الاسلام فى الدنيا غريب زانكه خويشانش همه از وى رمند * گر چه يارانش ملايك همدمند پنج وقت آمد نماز رهنمون * عاشقان هم فى صلوة دائمون نى به پنج آرام گيرد آن خمار * كه در آن سرهاست نه با صد هزار
نيست زر غبا ميان عاشقان * سخت مستسقى است جان عاشقان

قضا و قدر

امام صادق عليه السلام مىفرمايد : امام على عليه السلام بر منبر مىفرمود : هيچكس از شما مزه ايمان را نمىچشد مگر اينكه اطمينان داشته‌باشد كه آنچه قرار است به او برسد ، حتماً مىرسد و آنچه قرار است خطا كند و به او نرسد ، نمىرسد .

دنيا ، زندان

امام صادق عليه السلام مىفرمايد : زندانى كسى است كه دنيا او را از دست‌رسى به آخرت باز داشته‌است .

دوست

نيز آن امام همام مىفرمايد : موسى عليه السلام به خضر عليه السلام گفت : مرا سفارشى بنما ، خضر گفت : ملازم چيزى باش كه به تو ضرر نمىرساند ، همان‌طور كه غير آن ، تو را نفع نمىرساند . كمال اسماعيل
شنيده‌ام كه در اين طارم زراندود است * خطى كه عاقبت كار جمله محمود است
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 527 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى