تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

قرائات سبعه

ابوحيان گويد : تعجب مىكنم از غير عربى كه در نحو ضعيف است و به عربى ايراد گرفته و قرائت متواتر او را كه نظير آن در كلام عرب فراوان است ، مورد ايراد قرار داده‌است ، عجيب‌تر آنكه وى امامان قرائت كه شرق و غرب عالم به قرائتشان اطمينان كرده‌اند مورد طعن قرار داده‌است . تفتازانى مىگويد : جرم بزرگ زمخشرى اين است كه وى اسناد قرائت قراء هفتگانه و روايات آنها را مورد طعن قرار داده و گفته قرآن را هر جور كه دوست داشته‌اند خوانده‌اند . اين طعن نارواست . ابن‌منير مىگويد : به خدا پناه مىبرم و بيزارم از آنچه زمخشرى به قاريان نسبت داده‌است . آرى او كوركورانه رفته است و خيال كرده كه قرائات اجتهادى و اختيارى است ، من مىدانم كه اين قرائتهايى كه پيامبر بر جبريىل خوانده‌است همانطور است كه بر او نازل شده‌است و اين قرائتها به تواتر به ما رسيده‌است ، پس قرائتهاى هفتگانه اجمالًا و تفصيلًا متواتر هستند . و حرف زمخشرى و امثال او قابل اعتناء نيست اگر اين نبود كه زمخشرى عالم به قرائت و ادبيات عرب است مىتوان او را از ربقه اسلام خارج كرد ، به هر حال زمخشرى راهى پر خوف را طى كرده‌است . آنچه او مىگويد كه تفصيل قرائات سبعه متواتر نيستند و بستگى به نظر مسلمانان بوده‌است ، غلط است چه اينكه هيچ يك از مسلمانان چنين حرفى نزده‌اند . در نهايت ابن‌منير ضمن بيان شواهدى بر صحت قرائت ابن‌عامر مىگويد : هدف اين نيست كه قرائت را مطابق ادبيات عرب اصلاح كنيم بلكه بايد ادبيات را بر اساس قرآن اصلاح كرد . « 1 »

نام على

برخى در باره‌ى اسم على گفته‌اند : على اسمى كه به سبب آن تبرك مىجويم ، اول آن « چشم » ، ( عين ) است و اگر آخر آن را فراموش كردم ، آخر آن « براى من » ( لى ) است .
اسم الذى تيمّنى اوله ناظرة * ان فاتنى اوله فان لى آخره
ديگرى در باره‌ى اسم ابراهيم گفته است : صاحبش او را ابراهيم ناميد . زيبايى چهره‌اش حقيقت نام او را توصيف مىكند . آرى او مانند ابراهيم در دل آتش ساكن مىشود و آتش او
هامش
( 1 ) - بر آن نبودم كه در اين مجموعه به بحث و نقد مطالب بپردازم . به‌ويژه اينكه ميزان اعتبار قرائات هفتگانه و غير آن بحث زيادى مىطلبد ، خوانندگان به مباحث وحى و قرائات در سلسله مباحث علوم قرآنى مراجعه كنند .