تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١

اعتدال در عبادت

ابن عباس گويد : عده‌اى بر پيامبر وارد شدند و گفتند : فلانى همه‌ى سال روزه دار است و همه‌ى شب عبادت مىكند و بسيار ذكر مىگويد . پيامبر فرمود : چه كسى نان و آبش را فراهم مىكند ؟ گفتند : ما همگى اين كار را مىكنيم . پيامبر فرمود : همه‌ى شما از او بهتر هستيد .

خاتم

واژه‌ى خاتم در عبارت خاتم النبيين هم به فتح تاء و هم به كسر تاء جايز است خوانده شود . اگر فتح دهيم به معناى زينت لباس است و اگر كسره دهيم به معناى پايان دهنده‌است ، اين را كفعمى در حاشيه مصباح آورده‌است . در صحاح اللغة آمده‌است كه خاتم هم به كسر و هم به فتح صحيح است . خاتمه چيزى يعنى آخر آن و پيامبر اسلام كه خاتم انبياء است يعنى آخر آنهاست و ختامه مسك يعنى آخرين چيزى كه مىيابند بوى مشك است .

بحث ادبى

در تفسير كشاف ذيل سوره مطففين آمده‌است كه ضمير در
كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ
ضمير منصوبى است كه به انسانها بر مىگردد و اساس آن يا اين است كه كالوهم او و زنوا لهم بوده و حرف جر ( ل ) حذف شده‌است ، و ضمير به فعل چسبيده‌است . و يا اين است كه واژه مضاف حذف شده و مضاف اليه جانشين آن شده‌است . اين حرف صحيح نيست كه ضمير مرفوع و مرجع آن مطففين باشد ، چون نظم آيه بهم مىخورد ، زيرا در اين صورت معناى آيه اين است كه كم فروشان در موقع كيل و وزن به خود زيان وارد مىآورند . در حالى كه فعل مورد سرزنش قرار گرفته‌است نه فاعل ؛ معناى آيه اين است كه كم فروشان چون از مردم چيزى مىگيرند كامل مىگيرند و چون چيزى مىدهند از آن مىكاهند . ممكن است كسى بگويد رجوع ضمير به ناس صحيح نيست چون پس از واو جمع الف مىآورند تا با مفرد اشتباه نشود ، گوييم الف بعد از واو جمع در همه جا نيامده‌است ، و در مصحف بسيارى از قواعد دانش خط رعايت نشده‌است من خود كتابهاى خطى دست نوشته بزرگان با تقوا را ديدم كه اين الف را چون در لفظ و معنا تأثير ندارد نياورده‌اند . چون