تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩

پارسايى

نزد فضيل بن عياض از زهد سخن به ميان آمد ، گفت : زهد از دو حرف در قرآن تشكيل شده‌است ، مأيوس نشدن بر گذشته و خوشحال نشدن بر آينده .

رد حاجت

بزرگى گويد : هرگز حاجتمندى را رد نكردم مگر اينكه عزت براى او پس از نااميدى وى و ذلت براى خودم آشكار شد .

حسب و نسب گدا

باديه نشينى بر گروهى وارد شد و از آنها گدايى كرد . گفتند : كيستى ؟ گفت : پيشه بد من مانع معرفى است .

قول و عمل

برخى گويند : مردم انجام مىدادند و نمىگفتند ، سپس گفتند و انجام نمىدادند ، و امروز نه مىگويند و نه انجام مىدهند .

رد گدا

حكيمى گويد : كسىكه از ذلت گدايى وحشت نكند ، از ملامت مأيوس شدن ناراحت نمىشود .

عشق

جامى ، داستان عشق غلام خليفه به كنيزش را كه هر دو خود را به دجله انداختند و در آنجا دست در گردن هم كردند ، و در درياى رحمت حق غوطه‌ور شدند ، به شعر درآورده‌است . جامى
نوبهاران خليفه در بغداد * بزم عشرت به طرف دجله نهاد داشت در پرده شاهدى نو خيز * در ترنم ز پسته شكر ريز چون گرفتى چو زهره در بر چنگ * چنگ زهره فتادى از آهنگ با غلام خليفه كز خوبى * بود مهر سپهر محبوبى داشت چندان تعلق خاطر * كه نبودى به حال خود ناظر هر دو مفتون يكدگر بودند * بلكه مجنون يكدگر بودند بودشان صد نگهبان بر سر * مانع وصلشان ز يكديگر
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 469 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى