باشد و دليلى بر اين وجود ندارد . و اطلاعى هم نيست كه حيوانات توان ادراك كليات ندارند و جهل به چيزى منافى وجود آن نيست . دقت نظر در باره كارهاى عجيب حيوانات ما را به اين مىرساند كه آنان نيز ادراكات كليه دارند . پايان كلام قيصرى .
معلوم است كه مراد قيصرى اين است كه منظور حكيمان گذشته از نطق ، معناى لغوى آن يعنى سخن گفتن است و بههمين مطلب شيخ الرييس در آغاز كتابش به نام دانش نامه علايى تصريح كردهاست .
معدوم نشدن ذات
فاضل ميبدى در شرح ديوان مىنويسد : ذات معدوم از صحراى عدم محض و نفى صرف ، قدم به منزل شهود و موطن وجود نمىنهند ، و چنانچه معدوم محض رنگ وجود نمىيابد ، آينهى موجود حقيقى هم رنگ عدم نمىگيرد ، و ذات هيچ چيز را معدوم نمىتوان ساخت ، مثلًا چوب را اگر بر آتش بسوزى ، ذات او معدوم نشود ، بلكه صورت مبدل گردد و به هيئت خاكستر ظهور كند .
جهان ديگر
ارسطو در كتاب آئولوجيا گويد : بالاتر از اين عالم ، آسمان و زمين و دريا و حيوانات و انسان آسمانى هستند ، در آن عالم اثرى از زمين نيست ، روحانيون در آن عالم با انسانهاى آنجا مناسبت دارند ، مردم آن جهان از هم دورى نمىگزينند و هركس ديگرى را نفى نمىكند و ضرر نمىرساند بلكه با هم راحت هستند .
انسان و معدن
حكيمى گويد : فلزات انواع مختلفى دارند و هر نوع مندرج در جنس خاص است . و هيچ نوعى به نوع ديگر تبديل نمىشود . كيمياگران و برخى حكيمان معتقدند اجساد مذكور ، اصنافى هستند در زير نوع معين . طلا مانند انسان صحيح است ، بقيه جسدها مردمى بيمار هستند كه داروى آنها داروى اكسير است .
تغيير انواع
برخى محققين برآنند كه به فرض اينكه تسليم شويم كه اجساد نوع معين باشند ، لازمه آن محال بودن انقلاب انواع نيست . چرا كه بسيار مىبينيم كه هسته عقرب مىشود . شيخ الرييس پس از اينكه كيميا را در كتاب شفا باطل دانست . رسالهاى به نام حقايق الاشهاد در اثبات كيميا نوشت .