تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
توجيه دوم اينكه : عبارت از اداى حقيقت نارسا است و توان بيان حقيقت را ندارد . هر عبارتى كه از جهتى حقيقت را به ذهن نزديك سازد ، از جهاتى آن را دور مىنمايد . از همين جا آشكار مىشود كه حرف برخى كه گفته‌اند : افشاء سر ربوبى كفر است . نيز دو توجيه دارد ، توجيه اول اين است كه مراد از كفر ، مخالفت با اسلام است . و مطابق توجيه دوم ، برابر كفر ، اظهار است . چون كفر در لغت به معناى پوشاندن است . لذا معناى جمله اين است كه هرچه در كشف حقيقت گفته شود ، موجب اختفاء بيشتر آن مىگردد . نظامى
كسى كو آدمى را كرد بنياد * كجا گنجد به وهم آدميزاد نه دانا زان خبر دارد نه اوباش * كه فكر هر دو كون آمد چو خفاش
تو شوخى بين كه ادراك اندرين راه * نظر مىافكند با چشم كوتاه
جامى
حرف الهى چو برآرد علم * زهره قلم را كه نگردد قلم معرفت ار جويد ازين پرده يار * شحنه غيرت كندش سنگسار ور كند انديشه برين دو ستيز * دست سياست زندش تيغ تيز حرف كمالش ز خط كبريا * مهر زده بر دهن انبياء با صفتش پرده نشيننده‌تر * كورتر آن چشم كه بيننده‌تر
مولوى
گفت ليلا را خليفه ، كان تويى * كز تو مجنون شد پريشان و غوى از دگر خوبان تو افزون نيستى * گفت خامش ، چون تو مجنون نيستى
امير حسين دهلوى
مرد نه‌اى گر همه دلخون نه‌اى * لاف محبت چه زنى چون نه‌اى با تو چه ضايع كنم افسون عشق * مرده دلى قابل افسون نه‌اى بوالهوسى گفت به ليلى بطنز * رو كه چنين قابل و موزون نه‌اى ليلى از اين حال بخنديد و گفت * با تو چه گويم كه تو مجنون نه‌اى اى حسن احوال تو ديگر شده‌است * آنچه تو اول بدى اكنون نه‌اى
شاعر عجم
آنها كه ربوده‌ى الستند * از عهد الست باز مستند