اگر تأويل مثل تنزيل نقلى مىبود ، دعا براى ابنعباس چه مفهومى داشت ؟
پنجم : در آيه شريفه
لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ
« 1 » ، استنباط دانشمندان به غير از منقولات ، معتبر شمرده شدهاست . با اين توضيحات بايد نهى از تفسير به رأى به دو وجه ذيل حمل شود .
1 - آدمى نظريهاى دارد و طبعاً به سوى همان نظريه متمايل است . حال او قرآن را مطابق نظر خود تفسير كند به طورى كه اگر آن ميل باطنى نبود اين تفسير هم شكل نمىگرفت ، چه از آن رأى قصد صحيحى داشتهباشد و به نتيجهاى درست ختم شود يا نه . مثلًا كسىكه در پى اصلاح دلهاى تيره است مىگويد : مراد از فرعون در آيه
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى
« 2 » ، قلب قساوت پيشه است . كارى كه برخى واعظان براى ترغيب مستمعين انجام مىدهند و كارى ممنوع است .
2 - به ظاهر الفاظ عربى قرآن اكتفا كند و به روايات و دقت در الفاظ غريب و نيز اختصار و حذف و اضمار و تقديم و تأخير قرآن دقت ننمايد . كسىكه به صرف دانستن عربى به برداشت از قرآن بپردازد ، اشتباهاتش بسيار شود ، و داخل كسانى خواهد شد كه قرآن را تفسير به رأى مىكنند . مثلًا در آيه
. . . وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها . . .
« 3 »
،
كسى كه فقط به عربى آشنا است در مىيابد كه شتر بينا بودهاست نه كور . در حالى كه مراد نشانه بينا كننده براى قوم ثمود بودهاست ، كه مانع ستمگرى آنان مىشدهاست .
اثر اكرام
يكى از خلفا گويد : من از فلانى با اينكه خطايى نكرده متنفر هستم . يكى از حاضران گفت :
به او اكرام كن تا او را دوست داشتهباشى . خليفه پسنديد و به او اكرام كرد ، چيزى نگذشته بود كه از جمله خواص خليفه گشت .
نَسَب عرْضى
كسى از جنيد نسبش پرسيد ، گفت : من خواهر زادهى فلانى هستم ، عربى شنيد و گفت :
همه از نسب طولى مىگويند و اين از نسب عرضى .
هامش
( 1 ) - نساء ، 83 .
( 2 ) - طه ، 24 .
( 3 ) - اسراء ، 59 .