تكميل آنها به بدن پيوستهاند و وقتى بدن از كار افتد ، نفس به وضع خود باز مىگردد .
به حاكم وقتى قصد قتل او را داشت گفتند : سقراط در خم است . حاكم جز با شكستن خم به او دست نمىيابد . وقتى خمره شكسته شود آب به دريا باز مىگردد ، اين جمله حكايت حرف اوست كه با رفتن بدن ، نفس به جاى خود باز مىگردد از جمله حكمتهاى سقراط عبارت است از : پشت در خانه دشمن چرت نزن ، ترنج را با انار ضرب كن ، عقرب را با روزه بكش ، اگر مىخواهى شاهى كنى گورهخر باش ، با سياه به كار و با سپيد درو كن ، اگر زنده را بميرانى با مرگ او زنده شوى .
پارسايى ، بيت المال
علىبن ابى رافع گويد : امور مالى امام على عليه السلام در دست من بود و من كارهاى ديوانى را انجام مىدادم . از بصره گردنبندى به خزانهى مسلمانان آورده بودند . دختر على به من پيغام فرستاد دوست دارم آن را به من عاريه دهى تا در روز عيد قربان از آن استفاده كنم . من گردنبند را براى سه روز به عنوان عاريه مضمونه براى او فرستادم . اميرالمؤمنين گردنبند را در گردن فرزندش ديده بود و پرسيده بود چگونه بدست وى رسيدهاست ؟ وى گفته بود كه از على بن رافع عاريه مضمونه گرفتهام .
امام پى من فرستاد و گفت : اى پسر ابىرافع به بيتالمال مسلمانان خيانت مىكنى ؟ پناه بر خدا اگر چنين كردهباشم . فرمود : چگونه گردنبند خزانهى مسلمانان را بدون اجازه من عاريه دادهاى ؟ آن را به محل خود باز گردان و بار ديگر چنين عملى انجام نده . سپس در بارهى فرزندش فرمود : اگر بدون عاريه مضمونه گرفته بودى نخستين زن هاشمى بودى كه دستش را بهخاطر دزدى قطع مىكردم . وقتى اين سخن به گوش فرزندش رسيد ، دخترش گفت : چه كسى سزاوارتر از من است كه از آن گردنبند بهره برد ؟ امام فرمود : اى دختر پسر ابوطالب ، نفس تو را از حقيقت دور نكند ، آيا همهى زنان مهاجر و انصار خود را در روز عيد به مانند اين گردنبند مىآرايند ؟ ابنابى رافع گويد : گردنبند را از او گرفتم و به خزانهى مسلمانان بازگرداندم .
دنيا
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد : اى مردم ، اين خانه ( دنيا ) خانه هلاكت است . منزلگاه استوارى نيست . خانه غم است نه عيش ، كسىكه به حقيقت آن پى بردهباشد از آسودگى آن شاد نمىباشد و از گرفتارى آن اندوهگين نمىشود . آگاه كه خدا دنيا را دار امتحان و آخرت