تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
تنهاى دوران بود . وى نود سال در خدمت خلفاء بود و كارهاى مهمى را بر عهده داشت و ديوان دار نامه‌هابود . او شربت تلخ و شيرين دنيا را چشيده و خير و شر آن را پوشيده بود . شاعران عراق او را مدح كرده‌اند و شهرتش همه جا را فرا گرفته بود . خلفاء ، با حيله‌هاى مختلف سعى كردند تا مسلمان شود ، ولى مسلمان نشد . حتى سلطان عزالدوله بختيار ، وزارت را مشروط به اسلام به وى عرضه كرد . صابى با مسلمانان نيك رفتار بود ، در ماه رمضان در روزه آنان را يارى مىكرد و افطار مىنمود . قرآن را حفظ كرده‌بود و به آسانى از حفظ مىخواند . وى در زمان جوانى آنچه به كار پيرى مىآمد تهيه كرده‌بود . ابواسحاق به‌همين مطلب در قصيده‌اى كه براى صاحب بن عباد سروده بود تصريح مىكند و او را با عنوان كافى مخاطب مىسازد و از ابر وجود او ، باران بخشش مىخواهد . وى در پايان عمر از منصب معزول شد و به زندان افتاد . صاحب بن عباد او را خيلى دوست مىداشت و خود را متعهد مىديد كه براى آزادى او تلاش كند ، صابى نيز صاحب را ستايش مىكرد .

جن

در حكمة الاشراق آمده‌است : گروهى از مردم در بند از شهرهاى شيروان و عده‌اى از مردم آذربايجان ، صورت جنها و شياطين را ديده‌اند . آنان در جايى ، جمع زيادى از آنها را مشاهده كرده‌بودند كه توان دفع آنها را نداشتند . اين حادثه ، يك بار و دو بار اتفاق نيفتاده‌است ، بلكه هر لحظه ظاهر مىشدند و دست مردم هم به آنها نمىرسيد .

عَرض شهر

راه شناخت عرض شهر ، اين است كه نهايت ارتفاع خورشيد در نظر گرفته شود و از ميل خورشيد اگر شمالى است كاسته شود و اگر جنوبى است به آن افزوده شود . حاصل تمام عرض است سپس نود درجه نصف النهار از آن كم شود ، عرض شهر بدست مىآيد . راه ديگر : نهايت انحطاط ستاره‌اى كه هميشه ظاهر است از غايت ارتفاع آن كاسته شود و باقيمانده به غايت انحطاط اضافه و از غايت انحطاط كم شود ، باقيمانده عرض شهر است . راه ساده‌تر : غايت انحطاط و ارتفاع را جمع كن ، نيمى از آن عرض شهر است . ابوسعيد
ما با مى و مستى سر تقوا داريم * دنيا طلبيم و ميل عقبى داريم