كى دنيا و دين هر دو بهم جمع شوند * اينست كه ما نه دين نه دنيا داريم
تجنيس تام
برخى اديبان آيه
وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ
« 1 » ، را مثال براى تجنيس تام آوردهاند . ابنابىالحديد در كتاب الفلك الدائر مىگويد : مراد از هر دو ساعت يكى است و در تجنيس تام بايد دو كلمه داراى دو معنا باشد ، چون روز قيامت هرچند طولانى است ولى نزد خدا به اندازه ساعت ( يك لحظه ) است . پس اطلاق ساعت بر روز قيامت مجازى است مانند : رأيت اسداً و زيدٌ اسدٌ كه مراد از اولى حيوان و مراد از دومى مرد شجاع است .
جذر اصم
براى اينكه جذر اصم بدست آيد از اين قاعده استفاده مىشود . نزديكترين اعداد به مجذور را از آن كم مىكنيم و حاصل را نگه مىداريم ، سپس جذر همان عدد نزديك را گرفته و دو برابر كرده و همان باقيمانده را به آن مىافزاييم ، باقيمانده را به همان حاصل نسبت مىدهند و به جذر عدد قريب مىافزايند ، جذر اصم بدست آيد . مثلًا براى پيدا كردن جذر 10 ، نزديكترين عدد كه 9 است از آن كم مىكنيم و حاصل ( 1 ) نگه مىداريم . سپس جذر 9 را گرفته ( و آن را دو برابر كرده و با يك اضافه مىكنيم و به همان حاصل نسبت مىدهيم و به جذر عدد نزديك اضافه مىنماييم جذر اصم عدد ده ، تقريباً 317 خواهد شد .
سقراط
در ملل و نحل آمدهاست : سقراط شاگرد فيثاغورس بود ، وى به رياضت نفس و تهذيب اخلاق مىپرداخت ، از مردم كناره مىگرفت و به كوه مىرفت و در غار سكنى مىگزيد .
سقراط ، حاكمان زمان خود را از شرك و بت پرستى نهى مىكرد . مردم جاهل بر او شوريدند و حاكم را بر قتل او برانگيختند . حاكم او را حبس كرد و سم خورانيد .
سقراط گويد : خاصترين صفت خدا ، صفت حى و قيوم است ، چون علم و قدرت و جود و حكمت ، ذيل صفت حى قرار دارند ، و حيات جامع آنهاست و نيز بقاء و سرمد و دوام ، ذيل صفت قيوم هستند و قيموميت جامع آنهاست .
سقراط اعتقاد دارد كه نفس انسانى پيش از بدن خلق شدهاست و با پيدايش بدن براى
هامش
( 1 ) - روم ، 55 .