اسرار
نيز حكيمى گويد : كسىكه با دوستى برخورد كند و اسرار خود را به او بگويد ، تمام شادى را در برگرفته و از غم و غصه يك عمر خلاص شدهاست .
دوست
ديگرى نيز مىگويد : ديدار دوست ، غم را مىزدايد و جدايى ، دلها را جريحه دار مىكند .
فرق ظل و فىء
در ادب الكاتب آمدهاست : برخى اديبان گويند ظل و فىء يك معنا دارند ولى چنين نيست ، چون ظل از اول روز تا آخر روز هست و معناى پوشش است ولى فىء پس از زوال ظهر تا غروب است .
فىء را فىء گويند ، چونسايه از جانبى به جانب ديگر متمايل مىشود . پس فىء سايه ايست كه از مغرب به مشرق متمايل گردد ، فىء به معناى رجوع مىباشد ، خدا كه مىفرمايد :
حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ ،
يعنى تا وقتى به فرمان خدا باز گردى .
گناه ، طلب آمرزش ، پاره دوزى
از عربى پرسيدند : حال تو چگونه است ؟ گفت : خوب ، دينم را با گناه پاره مىكنم و با طلب آمرزش وصله مىزنم .
شاعرى همين كلام را به شعر آوردهاست كه : دنيا را با پاره كردن دين خود مىدوزيم . پس نه دينى باقى مىماند و نه دوختهاى . خوشا به حال بندهاى خدا را بر همه چيز برتر بداند ، و دنيا را فداى آنچه انتظارش مىرود قرار دهد .
نرقع دنيانا بتمزيق ديننا * فلا ديننا يبقى و لا ما نرقع
فطوبى لعبد اثراللَّه ربّه * و جاد بدنياه لما يتوقع
معناى حقيقى كلمات
برخى گفتهاند : عشيرهى تو معاشران تو هستند . عموى تو كسى است كه خير او عموميت يابد ، قريب تو كسى است كه نفع او به تو قريب باشد .
شرف و كرامت
ابن سكين مىگويد : شرافت و نجد به پدران بستگى دارد . وقتى مىگويند رجل شريف ، يعنى پدرانى شريف دارد ، ولى حب و كرامت از خود شخص است هرچند پدران شريف نداشتهباشد .