شيرينى جود و بخشش را نچشيدهاست ، او چون كسى است كه از زير خود مىخورد ، در حالى كه انسان كسى است كه از بالا دست خود بخورد ، چنان كه خدا مىفرمايد :
وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ . . .
« 1 »
.
اى دوست من كه خدا تو را موفق بدارد ، بدان كه وراثت كامل ، وراثتى است كه از جميع وجوه بدست آيد نه بعض وجوه . عالمان ورثهى انبياء هستند ، پس سزاوار است كه عاقلِ عالم كوشش كند تا وارث از جميع جهات شود نه موجودى كه همتش ناقص است . دوستم كه خدا او را موفق بدارد مىداند كه نيكى طبيعت انسانى به اين است كه معارف الهى داشتهباشد و زشتى طبيعت انسانى به اين است كه از اين معارف بدور باشد .
پس بلند همت بايد عمر خود را صرف امور زود گذر ننمايد ، و به اين وسيله بهره خدايى خود را نابود نسازد . سزاوار است وى سينهاى گشاده را از سلطان فكر بخواهد كه تفكر جاى شرح صدر را مىداند . حقيقتى كه نيكان در پى آن هستند غير حقيقت عامى است و دانش به خدا غير از علم به وجود اوست . سزاوار است كه عاقل قلبش را از فكر تهى كند ، و سزاوار است كه بلند همت بداند وصول به اين مقام با خيال ممكن نيست . كه خيال نورهاى مجسم شدهاست كه دلالت بر معانى در وراء خود مىنمايند . خيال ، معانى عقلى را در قالب حسى تنزيل مىدهد و علم را شير و قرآن را ريسمان و دين را قبه و بارگاه معرفى مىكند .
سزاوار است معلم شخص بلند همت ، زن نباشد همانطور كه شايسته نيست چيزى را از فقير اخذ كند ، و هركه كمال او به غير است ، فقير مىباشد و اين حال همهى موجودات غير خداست ؛ پس نبايد علم را جز از خدا به نحو كشف و يقين بگيرد .
بدان متفكران جهان وقتى به نهايت علم و دانش برسند ، فكر آنان ، آنان را به سوى مقلد كوردل مىرساند ، چون وصول به حق برتر است از اينكه فكر در آن راه يابد ، پس تا وقتى فكر وجود دارد ، محال است كه عقل اطمينان و آرامش بيابد . عقلها حدى دارند در توان تصرف فكر كه خدا به آنها هبه كردهاست . پس عاقل بايد خود را براى جود آماده كند و محدود به آنچه مىداند نشود و از شبههاى كه در فهم او ايجاد شده ، دست بردارد .
اطلاع يافتم يكى از دوستانت كه علاقمند به تو بود ، روزى تو را گريان ديد و از تو در بارهى
هامش
( 1 ) - اگر آنان تورات و انجيل و دستورات رسيده از جانب خدا را به پا دارند ، از بالاى سر و از زير پاى خود كامياب شوند . مائده ، 66 .