تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢

ياد خدا

شخصى صالح گويد : وقتى كه در كوههاى بيت‌المقدس گشت و گذار داشتم ، وارد دره‌اى بزرگ شدم و فرياد بلندى شنيدم كه در كوههاى اطراف طنين انداخته بود . در پى صدا شدم به جنگلى پر از درختان متراكم رسيدم و مردى در آنجا ديدم كه پىدرپى اين آيه را مىخواند :
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ . . .
« 1 » من پشت سر او ايستادم و او همواره اين آيه را مىخواند ، سپس صيحه‌اى زد و بيهوش شد . پس از لحظه‌اى به هوش آمد و مىگفت : خدايا پناه مىبرم به تو از كار باطلان ، پناه مىبرم به تو از روى گردانى غافلان ، قلبهاى خائفان براى تو خشوع يافته و آرزوى مقصران به تو متوجه است و دلهاى عارفان ، بيچاره‌ى درگاه توست . سپس دست به‌دست كوفت و گفت : مرا با دنيا چكار و دنيا را با من چكار ! كجا هستند قرنهاى گذشته و اهل آنها ؟ آنان كه در خاك پوسيده شده و از خاطره‌ها رفته‌اند . به او گفتم : از اول صبح پشت سر تو بودم و آرزوى آرامش تو مىكردم . در پاسخ من گفت : چگونه آسوده باشد كسىكه وقت را دنبال مىكند و وقت در پى اوست . چگونه آسوده باشد كسى كه روزگارش گذشته و گناهانش مانده‌است . سپس گفت : تو براى آن دنيا هستى و هر لختى را اميد دارى كه برگردد . سپس روى از من برگرداند و اين آيه را تلاوت كرد .
وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ .
« 2 » سپس فريادى بلندتر از فرياد قبل كشيد و بر زمين افتاد . خيال كردم مرده است ؛ نزديك شدم ، ديدم مضطرب است . وقتى بهبودى يافت ، مىگفت : من چه كسى هستم و چه موقعيتى دارم ، به فضل خود از لغزشهايم بگذر ، به ستر خودت ، مرا عزيز دار و به كرم خودت مرا كه اينك در برابر توأم ببخش .
هامش
( 1 ) - روزى را مىيابى كه هركس هر عمل نيك و بد مرتكب شده‌ى خود را حاضر مىبيند و دوست دارد كه فاصله‌ى زياد با آنها داشته‌باشد ، خداوند همواره مردم را از عذاب بيم مىدهد . آل عمران ، 30 . ( 2 ) - آشكار شد براى آنها از سوى خدا آنچه را تصور نمىكردند . زمر ، 47 .