تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦

قناعت

به حكيمى گفتند : آيا چيزى بهتر از طلا هست ؟ گفت : قناعت .

پارسايى

حكيمى ديگر گفته است : غنى شدنت از چيزى بهتر از غنى شدنت به آن چيز است . گويم
اى چرخ كه با مردم نادان يارى * پيوسته بر اهل فضل غم مىبارى هر لحظه زتو بر دل من بار غمست * گويا زاهل دانشم پندارى

عرفان

يكى از صوفيان از قارى قرآن شنيد كه مىخواند ،
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي . . .
، صوفى تقاضا كرد دوباره بخواند ، سپس صيحه‌اى كشيد و گفت : چقدر به خود خطاب كردم بازگرد ، باز نمىگردد ، سپس حالت جذبه به او دست داد فريادى زد و از دنيا رفت .

زيتون اكبر ، دنيا

در كتاب ملل و نحل ذيل واژه زيتون اكبر آمده‌است : به زيتون اكبر از حكماى يونان كه پير شده‌بود ، گفتند : حال تو چگونه است ؟ گفت : اندك اندك و با مهلت مىميرم . گفتند : چه كسى تو را دفن كند ؟ گفت : هركس مردار من آزارش دهد . وى گفته است : عشق به مال ، ميخ شرارت است و نيز گفته است : دنيا اگر به كسىكه از وى فرار كند دست يابد ، او را مجروح مىكند ، و چون به طالب خود برسد او را به قتل مىرساند .

فرق انسان و حيوان

از زيتون پرسيدند : در اين زمان به سبب چه چيزى انسان با حيوان فرق دارد ؟ گفت : به خاطر شرارت . اگر شرارت نكنند انسان هستند .

حكومت

در نهج‌البلاغه آمده‌است : حكم‌رانىها ميدان مسابقه مردان است .

نقض تصميم

نيز فرموده‌است : چه تصميم‌هايى كه در روز گرفته شده و خواب آنها را بر هم مىزند .

فقر

حكيمى گفته : فقرى كه مانع ستم تو شود ، از ثروتى كه تو را به گناه بكشاند ، برتر است .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 376 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى