تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
برچيند . خدايش رحمت كند آنكس كه گفته است :
پيش‌تر از مرتبه عاقلى * غافلى بود خوش آن غافلى
گويم
اى برده بچين زلف تاب دل من * وى كشته بسحر غمزه خواب دل من در خواب مده وهم بخاطر كه مباد * بيدار شوى زاضطراب دل من

دعاى افلاطون

افلاطون چنين دعا مىكرد : اى علت همه‌ى علتها ؛ اى قديمى كه همواره بوده‌اى ؛ اى ايجاد كننده مبدأ حركات اوليه ؛ اى كسىكه هرگاه بخواهد ، انجام دهد ؛ تا در عالم طبيعت هستم ، سلامتى نفس مرا حفظ بفرما .

دعاى فيثاغورس

فيثاغورس مىگفت : اى بخشنده حيات ، من را از پستى طبيعت به همسايگى خودت بر يك خط راست ببر ، چه اينكه خط شكسته نهايتى ندارد .

خودستائى

از برترين آفتها ، عجب است . عجب چنانچه در حديث آمده هلاك كننده‌است . پيامبر خدا مىفرمايد : سه چيز هلاك كننده‌اند : بخل پيروى شده ، هواى نفس دنبال شده و عجب انسان به خودش ، ابن‌مسعود هم گفته است : هلاكت در دو چيز است ، نااميدى و عجب . عارفى گويد : ابن‌مسعود كه نااميدى و عجب را با هم جمع كرده‌است به اين علت است كه سعادت جز با كوشش بدست نمىآيد . و نااميد تلاش نمىكند چون مأيوس است . و مغرور تلاش نمىكند چون تكبرش او را وامىدارد به هرچه دارد اكتفا كند . بشربن منصور از جمله عابدان بود ، روزى نمازش طولانى شد ، پس از نماز متوجه شد كسى به او نگاه مىكند و به حال او غبطه مىخورد . به او گفت : آنچه تو از من مىبينى ، تو را به تعجب وادار نكند ، چه اينكه ابليس با فرشتگان ساليان طولانى زندگى كرد ولى پس از آن شد كه شد . از برخى پرسيدند : چه وقت مؤمن گنهكار مىشود ؟ پاسخ داد وقتى گمان كرد انسان خوبى است .

مخرج كسر

شارح نهايه مىگويد : از امام على عليه السلام در باره‌ى مخرج كسرهاى نه گانه پرسيده شد . امام
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 372 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى