اسيىء بنا او احسنى لا ملومة * لدنيا و لا مقلوة ان تقلت
* مأمون عباسى گويد : اگر دنيا خودش را توصيف كند ، به شكلى كه ابونواس توصيف كرده ، وصف نمىكند ، ابونواس گويد : وقتى دنيا آزمايش شود و در خانهاى وارد گردد ، در لباس دوستى ، دشمنى مىكند .
اذا امتحن الدنيا لبيت تكشفت * له عن عدو فى ثياب صديق
نعمت دنيا
عارفى گويد : دنيا براى سه چيز طلب شود ، ثروت ، عزت ، راحتى . هركه در دنيا زهد ورزد ، عزت يابد و آنكه قناعت پيشه كند ، ثروتمند شود و آنكه كمتر زحمت كشد ، راحتى يابد .
يارى از دشمن
حكيمى گويد : دشمن دوتاست ؛ دشمنى كه تو به وى ستم كردهاى ، ظلم تو موجب دشمنى وى با تو مىشود . ديگرى دشمنى است كه وى به تو ستم كرده و عداوت تو را برانگيختهاست . اكنون اگر مشكلى براى تو پيش آمد ، و مضطر به طلب يارى از يكى از آنها شدى ، از دومى كمك بگير و به كمك او اطمينان بيشترى داشتهباش .
بردبارى
بردبارى تو در برابر زيردستان ، پوشاننده عيب تو است در برابر بالاتر از تو .
ياد مرده
حكيمى در حال احتضار بود ، برادرش به شدت مىگريست ، محتضر گفت : آرام بگير ، به زودى در مجلسى كه نام من به ميان آيد ، مىخنديد .
ارزش غذا
جالينوس گويد : هدف من از خوردن غذا اين است كه بخورم تا زنده بمانم ولى غرض ديگران اين است كه زنده بمانند تا بخورند .
دست و صورت
حكيمى ديد كسى دست خود مىشست ، گفت : خوب بشوى كه آن ريحان صورت توست .
كبر
حكيمى گويد : اگر انسان سه مشكل نمىداشت در برابر هيچ كس و هيچ چيز تواضع نمىكرد ، فقر ، مرض ، مرگ . ولى او با وجود اين سه باز هم گاهى از كبر دست برنمىدارد .