تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦

غيبت

غيبت صاعقه‌اى مهلك است . هركه مردم را غيبت مىكند ، مانند كسى است كه منجنيقى ساخته و اعمال نيك خود را به شرق و غرب پرتاب مىكند . به حسن بصرى گفتند : اى ابوسعيد ! فلانى تو را غيبت مىكند . حسن طبقى از رطب براى او فرستاد و گفت : شنيده‌ام حسنات خود را براى من فرستاده‌اى ، خواستم با اين طبق جبران كنم . نزد عبداللَّه مبارك حرف از غيبت شد ، ابن‌مبارك گفت : اگر غيبت كنم ، از مادرم غيبت مىكنم چون او به حسنات من سزاوارتر است .

تلاش ، گناه

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده‌است : در كار خود تلاش كنيد ، و چون از كارى ناتوان شديد ، به گناه نپردازيد .

عبادت

مرحوم كلينى از امام صادق عليه السلام روايت كرده‌است كه برترين مردم كسى است كه به عبادت عشق ورزد و با آن معانقه كند و قلباً آن را دوست داشته‌باشد و يا بدنش مباشر آن شود و به درگاه خدا ضجه زند و نگران سخت و آسان دنيا نباشد .

دوستى

عارفى گويد : برادرت آن كسى است كه ديدنش پيش از شنيدن سخنانش تو را به ياد خدا اندازد .
از بخت بد است بىسرانجامى من * و از سستى طالع است ناكامى من
هر چند به حال خويشتن مىنگرم * جمع آمده اسباب پريشانى من
ديگرى گفته
فصاد به قصد آنكه بردارد خون * شد تيز كه نيشتر زند بر مجنون مجنون بگريست گفت از آن مىترسم * كايد بدل خون غم ليلى بيرون

حال عارف

به عارفى گفتند : حال تو چگونه است ؟ گفت : آنچه نمىخواهم مىيابم و آنچه مىخواهم نمىيابم .